ما در میخوانم محصول مورد نظر شما را پس از ثبت تقاضا تولید میکنیم. این بدان معنی است که در فروشگاه ما هیچ کتابی ناموجود نیست. ما بر اساس تقاضای مشتری، کتاب رابا بهترین کیفیت چاپ دیجیتال بهصورت اختصاصی چاپ کرده و با کمترین قیمت در اختیار علاقهمندان به کتابخوانی قرار میدهیم.
ما در میخوانم محصول مورد نظر شما را پس از ثبت تقاضا تولید میکنیم. این بدان معنی است که در فروشگاه ما هیچ کتابی ناموجود نیست. ما بر اساس تقاضای مشتری، کتاب رابا بهترین کیفیت چاپ دیجیتال بهصورت اختصاصی چاپ کرده و با کمترین قیمت در اختیار علاقهمندان به کتابخوانی قرار میدهیم.
نویسنده: پردیس نیککام


اکورد
پردیس نیک نام
کتاب «اکورد» نوشتهٔ پردیس نیککام، رمانی ایرانی است که توسط انتشارات شقایق منتشر شده است. این کتاب در سال ۱۴۰۱ در ۵۳۶ صفحه به چاپ رسیده است.
دربارهٔ نویسنده:
پردیس نیککام، متولد سال ۱۳۷۹، نویسندهٔ ایرانی است که اثار دیگری مانند «سقوط برمودا» و «قاب عکس خالی» را نیز به رشتهٔ تحریر دراورده است.
ویژگیهای کتاب:
این رمان در ۲۱ فصل نوشته شده و به بررسی روابط انسانی، تضادهای شخصیتی و تاثیر گذشته بر زندگی افراد میپردازد. قلم نویسنده در این اثر، با توصیف دقیق احساسات و پیچیدگیهای روانشناختی شخصیتها، خواننده را درگیر داستان میکند.
محتوای کتاب:
«اکورد» داستان رابطهٔ بداههای بین «ارش» و «زکیه» را روایت میکند؛ رابطهای که در ابتدا صرفاً جنبهٔ کاری دارد، اما با درگیر شدن زکیه در پروندهٔ قتلی و اتهام به عنوان قاتل، ارش برای نجات او تلاش میکند. تضادهای شخصیتی این دو نفر، گرههای داستان را پیچیدهتر میکند، اما در نهایت، تعریف جدیدی از دوستداشتن ممکن است تمام شکنندگیهای ناشی از تجربیات گذشتهٔ زکیه را تغییر دهد.
بخشی از متن کتاب
"دستهایم را زیر چانهام گذاشتم و نفسم را بیرون دادم. دلم میخواست زار بزنم و پا به پای بغض صدایش اشک بریزم و داد بزنم دیدی خانه خراب شدیم خدیجه! دیدی هامون مهربان و ساکتت با دست خود گورش را کند و ترکمان کرد، اما حضور هستی که به طرز عجیبی ساکت بود و گوشهٔ اتاق ایستاده بود مانعم میشد. حس خوبی به این سکوت نداشتم. روز گذشته در چشمهایم نگاه کرده بود و فریاد زده بود من قاتل دخترها هستم، اما حالا اجازه داده بود به دیدن نوزادش بیایم. بیهیچ ممانعتی گوشهای ایستاده بود و نگاهم میکرد."
موضوع این کتاب بیشتر جنایی-روانشناختی است و بخش عاشقانهٔ ان کمرنگ است، اما در مجموع میتوان گفت سوژهٔ ان در میان کتابهای ایرانی نسبتاً تازگی دارد.
اکورد
پردیس نیک نام
کتاب «اکورد» نوشتهٔ پردیس نیککام، رمانی ایرانی است که توسط انتشارات شقایق منتشر شده است. این کتاب در سال ۱۴۰۱ در ۵۳۶ صفحه به چاپ رسیده است.
دربارهٔ نویسنده:
پردیس نیککام، متولد سال ۱۳۷۹، نویسندهٔ ایرانی است که اثار دیگری مانند «سقوط برمودا» و «قاب عکس خالی» را نیز به رشتهٔ تحریر دراورده است.
ویژگیهای کتاب:
این رمان در ۲۱ فصل نوشته شده و به بررسی روابط انسانی، تضادهای شخصیتی و تاثیر گذشته بر زندگی افراد میپردازد. قلم نویسنده در این اثر، با توصیف دقیق احساسات و پیچیدگیهای روانشناختی شخصیتها، خواننده را درگیر داستان میکند.
محتوای کتاب:
«اکورد» داستان رابطهٔ بداههای بین «ارش» و «زکیه» را روایت میکند؛ رابطهای که در ابتدا صرفاً جنبهٔ کاری دارد، اما با درگیر شدن زکیه در پروندهٔ قتلی و اتهام به عنوان قاتل، ارش برای نجات او تلاش میکند. تضادهای شخصیتی این دو نفر، گرههای داستان را پیچیدهتر میکند، اما در نهایت، تعریف جدیدی از دوستداشتن ممکن است تمام شکنندگیهای ناشی از تجربیات گذشتهٔ زکیه را تغییر دهد.
بخشی از متن کتاب
"دستهایم را زیر چانهام گذاشتم و نفسم را بیرون دادم. دلم میخواست زار بزنم و پا به پای بغض صدایش اشک بریزم و داد بزنم دیدی خانه خراب شدیم خدیجه! دیدی هامون مهربان و ساکتت با دست خود گورش را کند و ترکمان کرد، اما حضور هستی که به طرز عجیبی ساکت بود و گوشهٔ اتاق ایستاده بود مانعم میشد. حس خوبی به این سکوت نداشتم. روز گذشته در چشمهایم نگاه کرده بود و فریاد زده بود من قاتل دخترها هستم، اما حالا اجازه داده بود به دیدن نوزادش بیایم. بیهیچ ممانعتی گوشهای ایستاده بود و نگاهم میکرد."
موضوع این کتاب بیشتر جنایی-روانشناختی است و بخش عاشقانهٔ ان کمرنگ است، اما در مجموع میتوان گفت سوژهٔ ان در میان کتابهای ایرانی نسبتاً تازگی دارد.
اکورد
پردیس نیک نام
کتاب «اکورد» نوشتهٔ پردیس نیککام، رمانی ایرانی است که توسط انتشارات شقایق منتشر شده است. این کتاب در سال ۱۴۰۱ در ۵۳۶ صفحه به چاپ رسیده است.
دربارهٔ نویسنده:
پردیس نیککام، متولد سال ۱۳۷۹، نویسندهٔ ایرانی است که اثار دیگری مانند «سقوط برمودا» و «قاب عکس خالی» را نیز به رشتهٔ تحریر دراورده است.
ویژگیهای کتاب:
این رمان در ۲۱ فصل نوشته شده و به بررسی روابط انسانی، تضادهای شخصیتی و تاثیر گذشته بر زندگی افراد میپردازد. قلم نویسنده در این اثر، با توصیف دقیق احساسات و پیچیدگیهای روانشناختی شخصیتها، خواننده را درگیر داستان میکند.
محتوای کتاب:
«اکورد» داستان رابطهٔ بداههای بین «ارش» و «زکیه» را روایت میکند؛ رابطهای که در ابتدا صرفاً جنبهٔ کاری دارد، اما با درگیر شدن زکیه در پروندهٔ قتلی و اتهام به عنوان قاتل، ارش برای نجات او تلاش میکند. تضادهای شخصیتی این دو نفر، گرههای داستان را پیچیدهتر میکند، اما در نهایت، تعریف جدیدی از دوستداشتن ممکن است تمام شکنندگیهای ناشی از تجربیات گذشتهٔ زکیه را تغییر دهد.
بخشی از متن کتاب
"دستهایم را زیر چانهام گذاشتم و نفسم را بیرون دادم. دلم میخواست زار بزنم و پا به پای بغض صدایش اشک بریزم و داد بزنم دیدی خانه خراب شدیم خدیجه! دیدی هامون مهربان و ساکتت با دست خود گورش را کند و ترکمان کرد، اما حضور هستی که به طرز عجیبی ساکت بود و گوشهٔ اتاق ایستاده بود مانعم میشد. حس خوبی به این سکوت نداشتم. روز گذشته در چشمهایم نگاه کرده بود و فریاد زده بود من قاتل دخترها هستم، اما حالا اجازه داده بود به دیدن نوزادش بیایم. بیهیچ ممانعتی گوشهای ایستاده بود و نگاهم میکرد."
موضوع این کتاب بیشتر جنایی-روانشناختی است و بخش عاشقانهٔ ان کمرنگ است، اما در مجموع میتوان گفت سوژهٔ ان در میان کتابهای ایرانی نسبتاً تازگی دارد.
اکورد
پردیس نیک نام
کتاب «اکورد» نوشتهٔ پردیس نیککام، رمانی ایرانی است که توسط انتشارات شقایق منتشر شده است. این کتاب در سال ۱۴۰۱ در ۵۳۶ صفحه به چاپ رسیده است.
دربارهٔ نویسنده:
پردیس نیککام، متولد سال ۱۳۷۹، نویسندهٔ ایرانی است که اثار دیگری مانند «سقوط برمودا» و «قاب عکس خالی» را نیز به رشتهٔ تحریر دراورده است.
ویژگیهای کتاب:
این رمان در ۲۱ فصل نوشته شده و به بررسی روابط انسانی، تضادهای شخصیتی و تاثیر گذشته بر زندگی افراد میپردازد. قلم نویسنده در این اثر، با توصیف دقیق احساسات و پیچیدگیهای روانشناختی شخصیتها، خواننده را درگیر داستان میکند.
محتوای کتاب:
«اکورد» داستان رابطهٔ بداههای بین «ارش» و «زکیه» را روایت میکند؛ رابطهای که در ابتدا صرفاً جنبهٔ کاری دارد، اما با درگیر شدن زکیه در پروندهٔ قتلی و اتهام به عنوان قاتل، ارش برای نجات او تلاش میکند. تضادهای شخصیتی این دو نفر، گرههای داستان را پیچیدهتر میکند، اما در نهایت، تعریف جدیدی از دوستداشتن ممکن است تمام شکنندگیهای ناشی از تجربیات گذشتهٔ زکیه را تغییر دهد.
بخشی از متن کتاب
"دستهایم را زیر چانهام گذاشتم و نفسم را بیرون دادم. دلم میخواست زار بزنم و پا به پای بغض صدایش اشک بریزم و داد بزنم دیدی خانه خراب شدیم خدیجه! دیدی هامون مهربان و ساکتت با دست خود گورش را کند و ترکمان کرد، اما حضور هستی که به طرز عجیبی ساکت بود و گوشهٔ اتاق ایستاده بود مانعم میشد. حس خوبی به این سکوت نداشتم. روز گذشته در چشمهایم نگاه کرده بود و فریاد زده بود من قاتل دخترها هستم، اما حالا اجازه داده بود به دیدن نوزادش بیایم. بیهیچ ممانعتی گوشهای ایستاده بود و نگاهم میکرد."
موضوع این کتاب بیشتر جنایی-روانشناختی است و بخش عاشقانهٔ ان کمرنگ است، اما در مجموع میتوان گفت سوژهٔ ان در میان کتابهای ایرانی نسبتاً تازگی دارد.