ما در میخوانم محصول مورد نظر شما را پس از ثبت تقاضا تولید میکنیم. این بدان معنی است که در فروشگاه ما هیچ کتابی ناموجود نیست. ما بر اساس تقاضای مشتری، کتاب رابا بهترین کیفیت چاپ دیجیتال بهصورت اختصاصی چاپ کرده و با کمترین قیمت در اختیار علاقهمندان به کتابخوانی قرار میدهیم.
ما در میخوانم محصول مورد نظر شما را پس از ثبت تقاضا تولید میکنیم. این بدان معنی است که در فروشگاه ما هیچ کتابی ناموجود نیست. ما بر اساس تقاضای مشتری، کتاب رابا بهترین کیفیت چاپ دیجیتال بهصورت اختصاصی چاپ کرده و با کمترین قیمت در اختیار علاقهمندان به کتابخوانی قرار میدهیم.
نویسنده: یعسوب محسنی
نویسنده: یعسوب محسنی
نویسنده: یعسوب محسنی


پدر، پسر و من
یعسوب محسنی
کتاب «پدر، پسر و من» نوشته یعسوب محسنی، اثری داستانی است که به موضوعات خانوادگی، ارتباطات میاننسلی، و مفاهیم عمیق انسانی میپردازد. این کتاب روایتگر رابطهای پر پیچوخم بین سه نسل است: پدر، پسر، و نوه.
درباره نویسنده:
یعسوب محسنی ،متولد ۱۳۵۳، نویسندهای ایرانی است که به خاطر قلم روان و نثر تاثیرگذار خود شناخته میشود. اثار او غالباً به موضوعات فلسفی و اجتماعی میپردازند و با زبانی ساده و در عین حال عمیق، مخاطب را به تفکر وادار میکنند. از جمله اثار او میتوان مربای انجیر، من اذر هستم، کلاغها هم بستنی میخورند و میمون سرگردان را نام برد.
بخشی از متن کتاب:
پیر شدهام. خیلی پیرتر از انی که تصور میکردم. هرچه بیشتر پیر میشوم، از انی که فکر میکردم قرار بود بشوم، فاصله میگیرم. ما ادمها نقطهضعف بسیار ناشناختهای داریم. وقتی چیزی را از دست میدهیم، به گونهای باورنکردنی، خارقالعاده، عزیز و ستودنی میپنداریم و چشمپوشی از ان را فاجعهای جبرانناپذیر تلقی میکنیم.
ربدوشامبرم را به زحمت از تن بیرون میکشم. روی تخت مینشینم تا جورابام را به پا کنم. با کمک عصای چوبیِ خراطیشده که قدمتاش به عهد «لویی شانزدهم» برمیگردد، از جایم بلند میشوم تا بلوز شش دگمهی سفید «شیواز» را جلوی اینه روی تنم چفت کنم. اینه اگر حقیقتی را برملا سازد، باور خواهم کرد پیر شدهام. از روی میز تحریر، لوح تقدیر دانشگاه پرینستون امریکا را به خاطر مقالهی «کهکشان در ذرههای کوانتومی متناوب» در ژانویهی سال دوهزاروچهلوهشت را برمیدارم و داخل کشویی که لوحهای رنگارنگی را داشته میاندازم. این اخرین مقالهای است که نوشتهام.
مغزم خسته است. چیزی بزرگتر از یک کهکشان دروناش میگردد. کراوات مناسب کتوشلواری را که قرار است بپوشم را از اویزگاه کمد میچینم. امروز ابیِ نفتی با خطوط مورب خاکستری را انتخاب میکنم با کت و شلوار توسی. کلاه مشکیِ «تریلبی» که تا روی ابروهام پایین میاید را روی سرم مرتب میکنم. از میان ساعتهای «هابلوت» و «شنل» و «ویلیام ال»، شنل را روی مچ دست چپم میاویزم. و ادوکلن «دیور» را برای طراوت امروزِ قشنگام به سر و رویام میپاشم. کمی خنک میشوم. باید بروم. مثل جوان بیست و پنج سالهای میمانم که برای رسیدن به سرِ قراری، بیتابی میکند. دیر کردهام. ساعت؛ شش عصر نوزدهم ژانویه دوهزاروپنجاه است. محض اطلاع خودم این موضوع را همین ساعت به خود تاکید میکنم.
در مجموع
کتاب «پدر، پسر و من» اثری جذاب و تفکربرانگیز است که تاثیر عمیقی بر خوانندگان خود میگذارد. اگر به داستانهایی علاقه دارید که به عمق روابط انسانی و معنای زندگی میپردازند، این کتاب گزینهای مناسب خواهد بود.
پدر، پسر و من
یعسوب محسنی
کتاب «پدر، پسر و من» نوشته یعسوب محسنی، اثری داستانی است که به موضوعات خانوادگی، ارتباطات میاننسلی، و مفاهیم عمیق انسانی میپردازد. این کتاب روایتگر رابطهای پر پیچوخم بین سه نسل است: پدر، پسر، و نوه.
درباره نویسنده:
یعسوب محسنی ،متولد ۱۳۵۳، نویسندهای ایرانی است که به خاطر قلم روان و نثر تاثیرگذار خود شناخته میشود. اثار او غالباً به موضوعات فلسفی و اجتماعی میپردازند و با زبانی ساده و در عین حال عمیق، مخاطب را به تفکر وادار میکنند. از جمله اثار او میتوان مربای انجیر، من اذر هستم، کلاغها هم بستنی میخورند و میمون سرگردان را نام برد.
بخشی از متن کتاب:
پیر شدهام. خیلی پیرتر از انی که تصور میکردم. هرچه بیشتر پیر میشوم، از انی که فکر میکردم قرار بود بشوم، فاصله میگیرم. ما ادمها نقطهضعف بسیار ناشناختهای داریم. وقتی چیزی را از دست میدهیم، به گونهای باورنکردنی، خارقالعاده، عزیز و ستودنی میپنداریم و چشمپوشی از ان را فاجعهای جبرانناپذیر تلقی میکنیم.
ربدوشامبرم را به زحمت از تن بیرون میکشم. روی تخت مینشینم تا جورابام را به پا کنم. با کمک عصای چوبیِ خراطیشده که قدمتاش به عهد «لویی شانزدهم» برمیگردد، از جایم بلند میشوم تا بلوز شش دگمهی سفید «شیواز» را جلوی اینه روی تنم چفت کنم. اینه اگر حقیقتی را برملا سازد، باور خواهم کرد پیر شدهام. از روی میز تحریر، لوح تقدیر دانشگاه پرینستون امریکا را به خاطر مقالهی «کهکشان در ذرههای کوانتومی متناوب» در ژانویهی سال دوهزاروچهلوهشت را برمیدارم و داخل کشویی که لوحهای رنگارنگی را داشته میاندازم. این اخرین مقالهای است که نوشتهام.
مغزم خسته است. چیزی بزرگتر از یک کهکشان دروناش میگردد. کراوات مناسب کتوشلواری را که قرار است بپوشم را از اویزگاه کمد میچینم. امروز ابیِ نفتی با خطوط مورب خاکستری را انتخاب میکنم با کت و شلوار توسی. کلاه مشکیِ «تریلبی» که تا روی ابروهام پایین میاید را روی سرم مرتب میکنم. از میان ساعتهای «هابلوت» و «شنل» و «ویلیام ال»، شنل را روی مچ دست چپم میاویزم. و ادوکلن «دیور» را برای طراوت امروزِ قشنگام به سر و رویام میپاشم. کمی خنک میشوم. باید بروم. مثل جوان بیست و پنج سالهای میمانم که برای رسیدن به سرِ قراری، بیتابی میکند. دیر کردهام. ساعت؛ شش عصر نوزدهم ژانویه دوهزاروپنجاه است. محض اطلاع خودم این موضوع را همین ساعت به خود تاکید میکنم.
در مجموع
کتاب «پدر، پسر و من» اثری جذاب و تفکربرانگیز است که تاثیر عمیقی بر خوانندگان خود میگذارد. اگر به داستانهایی علاقه دارید که به عمق روابط انسانی و معنای زندگی میپردازند، این کتاب گزینهای مناسب خواهد بود.
پدر، پسر و من
یعسوب محسنی
کتاب «پدر، پسر و من» نوشته یعسوب محسنی، اثری داستانی است که به موضوعات خانوادگی، ارتباطات میاننسلی، و مفاهیم عمیق انسانی میپردازد. این کتاب روایتگر رابطهای پر پیچوخم بین سه نسل است: پدر، پسر، و نوه.
درباره نویسنده:
یعسوب محسنی ،متولد ۱۳۵۳، نویسندهای ایرانی است که به خاطر قلم روان و نثر تاثیرگذار خود شناخته میشود. اثار او غالباً به موضوعات فلسفی و اجتماعی میپردازند و با زبانی ساده و در عین حال عمیق، مخاطب را به تفکر وادار میکنند. از جمله اثار او میتوان مربای انجیر، من اذر هستم، کلاغها هم بستنی میخورند و میمون سرگردان را نام برد.
بخشی از متن کتاب:
پیر شدهام. خیلی پیرتر از انی که تصور میکردم. هرچه بیشتر پیر میشوم، از انی که فکر میکردم قرار بود بشوم، فاصله میگیرم. ما ادمها نقطهضعف بسیار ناشناختهای داریم. وقتی چیزی را از دست میدهیم، به گونهای باورنکردنی، خارقالعاده، عزیز و ستودنی میپنداریم و چشمپوشی از ان را فاجعهای جبرانناپذیر تلقی میکنیم.
ربدوشامبرم را به زحمت از تن بیرون میکشم. روی تخت مینشینم تا جورابام را به پا کنم. با کمک عصای چوبیِ خراطیشده که قدمتاش به عهد «لویی شانزدهم» برمیگردد، از جایم بلند میشوم تا بلوز شش دگمهی سفید «شیواز» را جلوی اینه روی تنم چفت کنم. اینه اگر حقیقتی را برملا سازد، باور خواهم کرد پیر شدهام. از روی میز تحریر، لوح تقدیر دانشگاه پرینستون امریکا را به خاطر مقالهی «کهکشان در ذرههای کوانتومی متناوب» در ژانویهی سال دوهزاروچهلوهشت را برمیدارم و داخل کشویی که لوحهای رنگارنگی را داشته میاندازم. این اخرین مقالهای است که نوشتهام.
مغزم خسته است. چیزی بزرگتر از یک کهکشان دروناش میگردد. کراوات مناسب کتوشلواری را که قرار است بپوشم را از اویزگاه کمد میچینم. امروز ابیِ نفتی با خطوط مورب خاکستری را انتخاب میکنم با کت و شلوار توسی. کلاه مشکیِ «تریلبی» که تا روی ابروهام پایین میاید را روی سرم مرتب میکنم. از میان ساعتهای «هابلوت» و «شنل» و «ویلیام ال»، شنل را روی مچ دست چپم میاویزم. و ادوکلن «دیور» را برای طراوت امروزِ قشنگام به سر و رویام میپاشم. کمی خنک میشوم. باید بروم. مثل جوان بیست و پنج سالهای میمانم که برای رسیدن به سرِ قراری، بیتابی میکند. دیر کردهام. ساعت؛ شش عصر نوزدهم ژانویه دوهزاروپنجاه است. محض اطلاع خودم این موضوع را همین ساعت به خود تاکید میکنم.
در مجموع
کتاب «پدر، پسر و من» اثری جذاب و تفکربرانگیز است که تاثیر عمیقی بر خوانندگان خود میگذارد. اگر به داستانهایی علاقه دارید که به عمق روابط انسانی و معنای زندگی میپردازند، این کتاب گزینهای مناسب خواهد بود.
پدر، پسر و من
یعسوب محسنی
کتاب «پدر، پسر و من» نوشته یعسوب محسنی، اثری داستانی است که به موضوعات خانوادگی، ارتباطات میاننسلی، و مفاهیم عمیق انسانی میپردازد. این کتاب روایتگر رابطهای پر پیچوخم بین سه نسل است: پدر، پسر، و نوه.
درباره نویسنده:
یعسوب محسنی ،متولد ۱۳۵۳، نویسندهای ایرانی است که به خاطر قلم روان و نثر تاثیرگذار خود شناخته میشود. اثار او غالباً به موضوعات فلسفی و اجتماعی میپردازند و با زبانی ساده و در عین حال عمیق، مخاطب را به تفکر وادار میکنند. از جمله اثار او میتوان مربای انجیر، من اذر هستم، کلاغها هم بستنی میخورند و میمون سرگردان را نام برد.
بخشی از متن کتاب:
پیر شدهام. خیلی پیرتر از انی که تصور میکردم. هرچه بیشتر پیر میشوم، از انی که فکر میکردم قرار بود بشوم، فاصله میگیرم. ما ادمها نقطهضعف بسیار ناشناختهای داریم. وقتی چیزی را از دست میدهیم، به گونهای باورنکردنی، خارقالعاده، عزیز و ستودنی میپنداریم و چشمپوشی از ان را فاجعهای جبرانناپذیر تلقی میکنیم.
ربدوشامبرم را به زحمت از تن بیرون میکشم. روی تخت مینشینم تا جورابام را به پا کنم. با کمک عصای چوبیِ خراطیشده که قدمتاش به عهد «لویی شانزدهم» برمیگردد، از جایم بلند میشوم تا بلوز شش دگمهی سفید «شیواز» را جلوی اینه روی تنم چفت کنم. اینه اگر حقیقتی را برملا سازد، باور خواهم کرد پیر شدهام. از روی میز تحریر، لوح تقدیر دانشگاه پرینستون امریکا را به خاطر مقالهی «کهکشان در ذرههای کوانتومی متناوب» در ژانویهی سال دوهزاروچهلوهشت را برمیدارم و داخل کشویی که لوحهای رنگارنگی را داشته میاندازم. این اخرین مقالهای است که نوشتهام.
مغزم خسته است. چیزی بزرگتر از یک کهکشان دروناش میگردد. کراوات مناسب کتوشلواری را که قرار است بپوشم را از اویزگاه کمد میچینم. امروز ابیِ نفتی با خطوط مورب خاکستری را انتخاب میکنم با کت و شلوار توسی. کلاه مشکیِ «تریلبی» که تا روی ابروهام پایین میاید را روی سرم مرتب میکنم. از میان ساعتهای «هابلوت» و «شنل» و «ویلیام ال»، شنل را روی مچ دست چپم میاویزم. و ادوکلن «دیور» را برای طراوت امروزِ قشنگام به سر و رویام میپاشم. کمی خنک میشوم. باید بروم. مثل جوان بیست و پنج سالهای میمانم که برای رسیدن به سرِ قراری، بیتابی میکند. دیر کردهام. ساعت؛ شش عصر نوزدهم ژانویه دوهزاروپنجاه است. محض اطلاع خودم این موضوع را همین ساعت به خود تاکید میکنم.
در مجموع
کتاب «پدر، پسر و من» اثری جذاب و تفکربرانگیز است که تاثیر عمیقی بر خوانندگان خود میگذارد. اگر به داستانهایی علاقه دارید که به عمق روابط انسانی و معنای زندگی میپردازند، این کتاب گزینهای مناسب خواهد بود.