محاکمه
محمد آصف سلطانزاده
رمان «محاکمه» از محمد آصف سلطانزاده، که در سال 1402 منتشر شد، داستان عیساخان، مردی افغان است که به دنبال پناهندگی به دانمارک میرود. او در اردوگاه پناهندگان با شرایط سخت و طاقتفرسایی روبهرو میشود و در انتظار پاسخ درخواست پناهندگیاش، سالها در ناامیدی و انزوا سپری میکند. این رمان با الهام از اثر مشهور فرانتس کافکا، به نقد سیاستهای ضدپناهندگی اروپا و بیعدالتیهای سیستمهای قضایی و بوروکراتیک میپردازد.
سلطانزاده در «محاکمه»، به موضوعاتی چون بحران هویت، تبعید، و بیصدایی پناهندگان در جهان معاصر میپردازد. عیساخان، نمادی از میلیونها انسانی است که در جستوجوی امنیت و آرامش، از وطن خود رانده شده و در کشورهای غربی با بیمهری و انزوا مواجه میشوند. این رمان، با استقبال منتقدان و مخاطبان روبهرو شده و به دلیل پرداختن به موضوعی انسانی و سبک نگارش روان و تاثیرگذارش، مورد تحسین قرار گرفته است.
درباره نویسنده:
محمد آصف سلطانزاده، نویسنده و روزنامهنگار افغانستانی، متولد سال ۱۳۴۳ در کابل، با انتشار رمانها و مجموعهداستانهای متعدد، بهویژه آثاری که به مسائل اجتماعی و سیاسی افغانستان میپردازند، مورد توجه قرار گرفته و جوایز ادبی معتبری از جمله سه دوره جایزه هوشنگ گلشیری را برای آثار خود کسب کرده است.
ویژگیهایی کتاب:
- موضوع انسانی (مشکلات و چالشهای پیش روی پناهندگان در کشورهای اروپایی)
- سبک نگارش (ساده و روان با توصیفات دقیق و جزئیات ملموس)
- مضامین اصلی (پناهندگی و مهاجرت، هویت و تبعید، انتظار و ناامیدی، بوروکراسی و سیستم اداری)
- نقد اجتماعی (نقد سیستم بوروکراتیک و اداری کشورهای اروپایی در برخورد با پناهندگان)
- داستان محوریت (داستان مردی به نام عیسیخان)
محتوای داستان:
رمان «محاکمه» از محمد آصف سلطانزاده، داستان عیساخان، پناهنده افغانستانی را روایت میکند که پس از فرار به دانمارک، نه سال در اردوگاه پناهندگان سندهولم منتظر پاسخ درخواست پناهندگی خود میماند. در این مدت طولانی، عیساخان با مشکلات و چالشهای متعددی از جمله شرایط سخت اردوگاه، بحران هویت، احساس تبعید، ناامیدی و یاس ناشی از انتظار بیفرجام، و مواجهه با سیستم بوروکراتیک و اداری پیچیده کشورهای اروپایی دستوپنجه نرم میکند.
این رمان به موضوعات مهمی چون پناهندگی و مهاجرت، هویت و تبعید، انتظار و ناامیدی، و نقد سیستمهای اداری و بوروکراتیک میپردازد. سلطانزاده با زبانی ساده و روان، و با توصیف جزئیات ملموس، فضایی واقعی و باورپذیر را خلق میکند و مخاطب را با چالشهای پیش روی پناهندگان در کشورهای اروپایی آشنا میسازد.
بخشی از متن کتاب:
«اردوگاه شیلزمارک برای مهاجران ساکن دانمارک پایان دنیا بود، همانجایی که زمین انتها مییافت و از آن پس سراشیبی بود و سقوط اقیانوسها. تنها بختبرگشتهها به آن بئسالمصیر میرسیدند. نجاتی در کار نبود جز همان خویش را سپردن به سقوط، همان تسلیم شدن به مرگ محتوم. امروز همین که عیساخان به آن اردوگاه پا گذاشت، خبردار شد که کسی خویش را به مرگی خودخواسته پناهندنه ساخت تا از مرگ محتوم برهد. چندوچون ماجرای او را از زبان اردوگاهیان شنید، که نه سال در انتظار جواب تقاضای پناهندگیاش مانده بوده و معترض بوده که اگر به من جواب منفی و اجبار به ردّمرز شدن میدادید، چرا مرا نه سال معطل نگه داشتید. عیساخان نپرسیده میدانست که آن پناهنده شبیه به تمام این پناهندگان در انتظار ردّمرز شدن اهل سرزمینی بود که زندگی در آن بیارزش بود و شغل گورکنان بیشتر از هر شغل دیگری رونق داشت.»
درمجموع، رمان «محاکمه» از محمد آصف سلطانزاده، روایتگر داستان عیساخان، پناهنده افغانستانی است که در مسیر خود با مشکلات و چالشهای متعددی دستوپنجه نرم میکند. این اثر به نقد سیاستهای ضدپناهندگی اروپا، سیستمهای بوروکراتیک و قضایی، و بحران هویت پناهندگان میپردازد و درنهایت، تصویری تلخ و واقعگرایانه از زندگی پناهندگان در جهان معاصر ارائه میکند.