نتيجهی آزمايشها آمده؟ به محض خارج شدن اين كلمهها از دهانش، از گفتنشان پشيمان میشود. آندرس ميراندا دلش میخواهد سوالش را ميان زمين و هوا بقاپد و آن را روانهی همان جايی كند كه از آن بيرون آمده است، و بار ديگر آن را در پس سكوت پنهان نگه دارد. ولی نمیتواند، كار از كار گذشته است. هماينك آندرس با قيافهی رئيس بخش راديولوژی مواجه است، كه زوركی با حس همدلی لبخندی تحويلش داده و يك پاكت بزرگ قهوهای دستش میدهد؛ لبهايش در هم پيچ و تاب خوردهاند و چشمهای تيره رنگش مثل دو لكهاند؛(goodreads)