«سیندخت»
فریده فرجامی
کتاب «سیندخت» اثر فریده فرجامی، نمایشنامهای است که به بازآفرینی داستانی از شاهنامه فردوسی میپردازد. این اثر نمایشنامهای است که در سه پرده به نگارش درآمده و داستان زندگی سیندخت، مادر رودابه و همسر مهراب را روایت میکند. این نمایشنامه با زبانی شیوا و دراماتیک، به وقایع تاریخی و اسطورهای ایران باستان میپردازد.
درباره نویسنده:
فریده فرجامی، نویسنده، کارگردان، و بازیگر ایرانی، در سال 1317 متولد شد. او در زمینه ادبیات کودک و نوجوان نیز فعالیت داشته و آثار متعددی را خلق کرده است. فرجامی در زمینه هنرهای نمایشی دارای فعالیتهای چشمگیری است. «گل بلور و خورشید» از داستانهایی است که فریده فرجام برای کودکان نوشته است. از سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۹ شعرهای او در «دفترهای زمانه» و «مجلّه آرش» چاپ میشد.
ویژگیهای کتاب:
- نگاهی نو به شخصیت سیندخت: فرجامی در این نمایشنامه، سیندخت را به عنوان زنی قدرتمند، خردمند، و تاثیرگذار به تصویر میکشد.
- زبانی شاعرانه و گیرا: فرجامی از زبانی شاعرانه و گیرا برای بیان احساسات و افکار شخصیتها استفاده میکند. در این اثر، شاعرانگی زبان، به زیبایی هر چه بیشتر داستان کمک می کند.
- توجه به مسائل زنان: نمایشنامه «سیندخت» به مسائل زنان در جامعه سنتی میپردازد و نقش آنان را در تصمیمگیریهای مهم نشان میدهد.
محتوای کتاب:
- قدرت و خرد زنان: فرجامی در این نمایشنامه، سیندخت را به عنوان زنی قدرتمند، خردمند، و تاثیرگذار به تصویر میکشد. سیندخت نه تنها مادری دلسوز، بلکه زنی سیاستمدار و مدبر است که در تصمیمگیریهای مهم نقش بسزایی دارد. این اثر، به بررسی چالشهای پیش روی زنان در جامعه سنتی میپردازد و تلاش آنان را برای حفظ استقلال و هویت خود نشان میدهد.
- عشق و موانع آن: نمایشنامه به داستان عشق زال و رودابه و موانعی که بر سر راه این عشق قرار دارد، میپردازد. سیندخت برای به ثمر رسیدن عشق رودابه و زال، تلاش های زیادی می کند.
- سیاست و تدبیر: سیندخت در این نمایشنامه، به عنوان زنی سیاستمدار و مدبر به تصویر کشیده میشود. او با استفاده از هوش و درایت خود، تلاش میکند تا موانع ازدواج دخترش با زال را از میان بردارد. در حقیقت سیندخت با سیاست و درایتش، شرایط ازدواج زال و رودابه را فراهم می آورد.
بخشهایی از متن کتاب:
«سیندخت بلند می شود، روبه روی سام می ایستد، تور سیاه را از روی صورتش بالا می زند. سیندخت: من سیندخت مادر رودابه ام! (مکث) همسر مهرابم! (سام با شگفتی نگاه می کند) کنون آمدم تا هوای تو چیست؟ ز کابل تو را دشمن و دوست کیست؟ (مکث) اگر ما گنه کار و بدگوهریم بدین پادشاهی نه اندرخوریم من اینک به پیش توام مستمند (مکث) بکش، گر کشی، ور ببندی، ببند…»
درمجموع، نمایشنامه «سیندخت» اثر فریده فرجامی، اثری ارزشمند و خواندنی است که با نگاهی نو به داستانی کهن، به بررسی مسائل زنان در جامعه سنتی میپردازد. این نمایشنامه، با زبانی شاعرانه و گیرا، مخاطب را به دنیای پرفراز و نشیب شخصیتهای خود میبرد.