از پشت شيشهها
اکبر رادی
«از پشت شیشهها» نمایشنامهای است از اکبر رادی که در میانهی دههی چهل نوشته شده است و توسط نشر قطره منتشر شده است. بهرام بیضایی که خود نمایشنامهنویسی بزرگ و از همنسلان رادی است، از این نمایشنامه بهعنوان یکی از کارهای محبوبش در کارنامهی او نام میبرد که دوست داشت روی صحنه ببرد.
دربارهٔ نویسنده:
اکبر رادی (۱۳۱۸–۱۳۸۶) از نمایشنامهنویسان برجستهٔ ایرانی بود که همراه با بهرام بیضایی و غلامحسین ساعدی، نقش مهمی در تحول تئاتر ایران ایفا کرد. او با تماشای تئاتر «خانه عروسک» هنریک ایبسن در دههٔ ۳۰ به نمایشنامهنویسی علاقهمند شد و نخستین نمایشنامهٔ خود را با عنوان «روزنه آبی» در سال ۱۳۳۸ نوشت.
ویژگیهای کتاب:
● پرداختن به زندگی طبقه متوسط: این نمایشنامه، مانند بسیاری از آثار رادی، به دغدغهها، آرزوها و مشکلات طبقه متوسط جامعه ایرانی میپردازد.
● شخصیتپردازی دقیق و ملموس: شخصیتهای نمایشنامه باورپذیر و زنده هستند و بهخوبی نشاندهنده پیچیدگیهای روحی و اجتماعی انسانها هستند.
● روایت بصری قوی: فضا و دکور نمایش بهگونهای طراحی شده که احساس خفقان و محدودیت را به تماشاگر القا میکند و در خدمت مفهوم اصلی نمایش است.
● بررسی تضادهای درونی انسان: نمایشنامه به بررسی آرزوها، سرخوردگیها و تضادهای احساسی شخصیتها میپردازد و این ویژگی باعث میشود که داستان همچنان برای مخاطب معاصر قابل ارتباط باشد.
محتوای کتاب:
داستان در اتاقی خاکستریرنگ جریان دارد که با دو در و یک پنجره پوشیده از پردهٔ خاکستری توصیف شده است. تزیینات اتاق شامل دو سه تابلو، یک گرامافون، یک کوزهٔ عتیقه و یک کتابخانهٔ کوچک است. این فضا بستری برای نمایش روابط و تعاملات شخصیتها فراهم میکند. «از پشت شیشهها» به تنهایی، انزوا، و تلاش انسان برای ارتباط با دیگران میپردازد.
«از پشت شیشهها» شرحی است از ملال حاکم بر زندگی زوجی جوان که یکی نویسنده است و دیگری آموزگار. بامداد نویسندهای است که در تمام طول نمایش مشغول نوشتن است، او که علاقه ندارد کتابش پیش از کامل شدن توسط همسرش مریم خوانده شود؛ همهی عمرش را با نوشتن زندگینامهاش هدر میدهد! سرانجام زمانی آن را به پایان میرساند که دیگر همسرش میلی برای خواندن آن احساس نمیکند. این درحالی است خارج از زندگی مشترک آنها، همه چیز در حرکتی روبهجلوست.
بخشی از متن کتاب:
" مریم: بامى جان، سلام.
بامداد: سلام.
مریم: گلاى قشنگیه، نه؟
بامداد (با نگاهى به گل): کى اومدى؟
مریم: یهکم دیر اومدم. (گلدان را جلوى چپ میز میگذارد.) از مدرسه یهراست رفتم بیمارستان.
بامداد: بیمارستان؟ مگه چى شده؟
مریم: بالاخره با یه مکافاتى بچه خانم درخشانو دنیا آوردن؛ اونم با سزارین... اوه، آدم تو خونه یه نفسى میکشه. وقتى اومدم صاف رفتم زیر دوش. اجازه میدى اون گرامو خاموش کنم؟ (خاموش میکند.) فرش که نباشه، صدا بدجورى تو آپارتمان میپیچه. بیچاره پایینیها!
بامداد: چه ملاحظههایى مىکنى!
مریم: پریشب دیگه! از «مینىگُلف» که اومدیم، من گویا با کفش پاشنهبلند تو هال راه مىرفتم. فرداش جلوى سوپر، یکى از این زیرىها منو دید ـ اون خانمى که چشماشم یه کم پیچ داره ـ گفت: دیشب صداى پام بچهشونو از خواب پرونده. "
«از پشت شیشهها» با ترکیبی از زبان ساده و مضامین عمیق، تصویری واقعگرایانه از روابط انسانی و چالشهای آن ارائه میدهد. این نمایشنامه با شخصیتپردازی قوی و محتوای غنی، یکی از آثار برجستهٔ اکبر رادی محسوب میشود که همچنان برای مخاطبان امروزی جذاب و قابلتأمل است.