به خاطر یک فیلم بلند لعنتی
داریوش مهرجویی
کتاب «به خاطر یک فیلم بلند لعنتی» نوشتهی داریوش مهرجویی، کارگردان و فیلمنامهنویس سرشناس ایرانی، است که توسط انتشارات قطره منتشر شده است. این کتاب، اولین رمان مهرجویی به شمار میرود و به نوعی، تجربهای تازه در کارنامهی هنری او محسوب میشود.
دربارهٔ نویسنده:
داریوش مهرجویی، متولد سال ۱۳۱۸، یکی از برجستهترین چهرههای سینمای ایران است. او علاوه بر کارگردانی، به نویسندگی و ترجمه نیز مشغول بوده و آثار متعددی را در این زمینهها خلق کرده است. مهرجویی در کارنامهی خود، فیلمهای ماندگاری همچون «گاو»، «هامون»، «اجارهنشینها» و «لیلا» را به ثبت رسانده است.
ویژگیهای کتاب:
● این کتاب، روایتی جذاب و خواندنی از دغدغهها و چالشهای یک فیلمساز جوان در ایران است.
● مهرجویی در این رمان، با زبانی طنزآمیز و گزنده، به نقد فضای سینمایی و فرهنگی ایران میپردازد.
● شخصیتپردازیهای قوی و ملموس، از دیگر ویژگیهای برجستهی این کتاب است.
● این کتاب، به نوعی، بازتابی از تجربیات و دغدغههای شخصی مهرجویی در عرصهی فیلمسازی است.
محتوای کتاب:
داستان دربارهٔ سلیم، فیلمسازی جوان است که پس از ساخت چند فیلم کوتاه، در تلاش برای یافتن تهیهکنندهای برای ساخت اولین فیلم بلند خود است. او در این مسیر با موانع متعددی مواجه میشود که زندگی حرفهای و شخصیاش را تحت تأثیر قرار میدهد. سلیم در دانشگاه با دختری به نام سلما آشنا میشود و عشقی عمیق بین آنها شکل میگیرد. اما فشارها و چالشهای حرفهای باعث دوری او از سلما و نزدیکی به دختری دیگر به نام پریسا میشود که وعدهٔ تحقق آرزوی ساخت فیلم بلند را به او میدهد. در این میان، میرمیرانی، دوست و رقیب سلیم، که در فیلمسازی موفقتر بوده، به پیچیدگیهای داستان میافزاید. روایت از زبان سلیم است و نشاندهندهٔ تقابل عشق، هنر و موانع اجتماعی در مسیر دستیابی به رؤیاهاست.
بخشی از متن کتاب:
"یادم می آید که سر سومین نمایش فیلم کشیش رنجور و مسلول دهکده برسون بود که دیدم در همان صحنه اول با آن موزیک و آن اندوه بزرگ، اشکم رها شده و در غم انسانی می گریم که یک تصویر، یا یک توهم بیش نیست. و جز نور تابنده از پروژکتورِ پشت سر خود چیز دیگری نیست. با این وجود زنده و پرتپش است و مرا به جایی می برد که انگار نزدیک ترین قوم و خویش خود را از دست داده ام. جادوی فیلم و سینما مرا سخت گرفته بود. به پهلودستی خود نگاه کردم، به میرمیرانی، دیدم او هم دارد اشک می ریزد و می کوشد نشان ندهد. این چه اشکی بود؟"
«بهخاطر یک فیلم بلند لعنتی» با روایت صادقانه و جزئینگرانه، تصویری واقعی از دشواریهای مسیر فیلمسازی در ایران ارائه میدهد. این رمان نهتنها بهعنوان یک داستان جذاب عمل میکند، بلکه نگاهی عمیق به مسائل و موانع پیش روی هنرمندان در جامعه دارد و میتواند الهامبخش افرادی باشد که در پی تحقق رؤیاهای هنری خود هستند.