سرمای قطبی
آرنالدور ایندریداسون
کتاب «سرمای قطبی» نوشته آرنالدور ایندریداسون، نویسنده مشهور ایسلندی، یک رمان جنایی هیجانانگیز است که در ژانویه سرد و یخبندان ایسلند اتفاق میافتد. این کتاب که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد، یکی از آثار برجسته این نویسنده و از مجموعه داستانهای کارآگاه ارلندور است.
درباره نویسنده:
آرنالدور ایندریداسون (به ایسلندی: Arnaldur Indriðason) نویسندهٔ مشهور ایسلندی است که در ۸ ژانویهٔ ۱۹۶۱ در ریکیاویک به دنیا آمد. او بیشتر برای مجموعه رمانهای جناییاش با محوریت شخصیت کارآگاه ارلندر سوینسون شناخته میشود. آثار او به زبانهای متعددی ترجمه شده و جوایز ادبی متعددی را از آن خود کردهاست. ایندریداسون به عنوان یکی از برجستهترین نویسندگان ژانر جنایی در اسکاندیناوی و جهان شناخته میشود.از آثار او میتوان پسران غبار، سکوت قبر و گذر سایهها را نام برد.
ویژگیهای کتاب:
- فضاسازی قوی: ایندریداسون با توصیفات دقیق و ملموس، سرمای سوزان و فضای تاریک و وهمآور ایسلند را به تصویر میکشد و خواننده را درگیر داستان میکند.
- شخصیتپردازی عمیق: کارآگاه ارلندور، شخصیت اصلی داستان، مردی منزوی و درونگرا با گذشتهای دردناک است. ایندریداسون به خوبی ابعاد مختلف شخصیت او را به نمایش میگذارد و مخاطب را با او همراه میکند.
- داستانی پرکشش و معمایی: داستان با قتل یک پسر جوان آغاز میشود و کارآگاه ارلندور و همکارانش درگیر حل معمای پیچیده این قتل میشوند. نویسنده با ایجاد تعلیق و گرههای داستانی، خواننده را تا پایان کتاب درگیر نگه میدارد.
- پرداختن به مسائل اجتماعی: ایندریداسون در کنار داستان جنایی، به مسائل اجتماعی و فرهنگی ایسلند نیز میپردازد و تصویری واقعگرایانه از جامعه این کشور ارائه میدهد.
محتوای کتاب:
در یکی از روزهای یخبندان ژانویه، پلیس ریکیاویک با جسد پسری تیرهپوست در حوضچهای از خون مواجه میشود. کارآگاه ارلندور به همراه تیمش تحقیقات را آغاز میکند. همزمان، خبر گم شدن برادر این پسر نیز به گوش میرسد. آیا او در قتل برادرش دست داشته است؟ ارلندور در حین تحقیقات، با تراژدیهای گذشته خود نیز روبرو میشود و حقایقی تلخ و ناخوشایند از دل ماجرا بیرون میکشد.
بخشی از متن کتاب:
«ارلندور میدانست در مدرسه مشاورهٔ تروما انجام میشود و بعضی از والدین از آن بهره بردهاند. آنها بچههایشان را تا مدرسه همراهی میکردند و نگرانیهایشان را به معلمها میگفتند. مدیر تصمیم داشت به یاد الیاس دانشآموزان و معلمها را در سالن اجتماعات جمع کند. کشیش محل میخواست با دانشآموزان حرف بزند و نمایندهای از ادارهٔ پلیس مأمور شده بود که از هرکسی که درمورد الیاس اطلاعات دارد و ممکن است در تحقیقاتشان مفید واقع شود سؤال بپرسد. شمارهتلفنی اضطراری هم برای تماسگیرندگان گذاشتند.
تمام سرنخها بررسی شدند، هرچند بیاهمیت به نظر میرسیدند. سیگوردور و الینبورگ قصد داشتند از همکلاسیهای الیاس درمورد آخرین روز زندگی او بپرسند، هرچند قبل از سؤال پرسیدن از بچهها اجازهٔ والدین لازم بود که همین اوضاع را پیچیدهتر میکرد. آگنس، معلم الیاس، حاضربهخدمت بود و اولین کاری که کرد این بود که با پدرومادرها تماس بگیرد. از اکثر آنها اجازه گرفته بود. بعضی از والدین میخواستند هنگام بازجویی از فرزندانشان حضور داشته باشند و با نگرانی در راهرو ایستاده بودند. سیگوردور و الینبورگ قبلاً در کلاسی خالی که برای این منظور در نظر گرفته شده بود تکبهتک با بچهها حرف زده بودند.»
در مجموع، «سرمای قطبی» یک رمان جنایی خوشساخت و جذاب است که با فضاسازی قوی، شخصیتپردازی عمیق و داستانی پرکشش، خواننده را تا پایان مجذوب خود میکند. این کتاب، علاوه بر سرگرمکننده بودن، به مسائل اجتماعی و فرهنگی ایسلند نیز میپردازد و تصویری واقعگرایانه از این کشور ارائه میدهد.