عمارت تالی
لنفورد ویلسون
«عمارت تالی» نمایشنامهای نوشته لنفورد ویلسون، نمایشنامهنویس آمریکایی است که در سال ۱۹۷۹ نگاشته و در سال ۱۹۸۰ موفق به کسب جایزه پولیتزر شد.
این نمایشنامه دومین قسمت از سهگانه تالی است و در آن داستان عشق بین سالی تالی، دختر خانوادهای ثروتمند و محافظهکار مسیحی و مت فریدمن، حسابدار یهودی روایت میشود. این اثر، نمایشنامهای عاشقانه است که در فضای خانوادگی رخ میدهد و روابط انسانی و عشق را به تصویر میکشد.
ویژگیهای کتاب:
- عاشقانه و خانوادگی: این اثر، نمایشنامهای عاشقانه است که در فضای خانوادگی رخ میدهد و روابط انسانی و عشق را به تصویر میکشد.
- روایتگر روابط انسانی: نمایشنامه به بررسی روابط پیچیده انسانی و تاثیر آن بر زندگی افراد میپردازد.
- بررسی تفاوتهای فرهنگی و مذهبی: ویلسون در این نمایشنامه، به تفاوتهای فرهنگی و مذهبی بین دو شخصیت اصلی داستان و خانوادههای آنها میپردازد.
- جایزه پولیتزر: این نمایشنامه در سال ۱۹۸۰ موفق به دریافت جایزه پولیتزر نمایشنامه شد.
محتوای کتاب:
نمایشنامه «عمارت تالی» یک کمدی رمانتیک است که داستان یک شب از زندگی دو عاشق به نامهای مت فریدمن و سالی تالی را به تصویر میکشد. داستان در سال ۱۹۴۴ و در قایقخانهای متروکه در کنار رودخانهای آرام، کمی دورتر از خانه تالیها اتفاق میافتد. مت، حسابداری اهل سنت لوئیس، آمده تا عشق خود را به سالی، دختری حساس اما مردد از خانواده تالی، ابراز کند. مت، کتابخوان، دانا، صادق و شوخطبع است و پاسخ منفی سالی را به دلیل مخالفت خانوادهاش نمیپذیرد.
او با فاش کردن اسرار خود و درک رازهای درونی سالی، به تدریج او را به امکان ساختن عشقی شیرین با یکدیگر آگاه میکند. در پایان نمایش، آشکار میشود که آنها دو روح در یک بدن هستند و همدیگر را پیدا کردهاند؛ دو «مرغ عشق وارفته» که در یگانگیشان، دوستیای نادر در روابط انسانی را به نمایش میگذارند.
بخشی از متن کتاب:
«مت: چه احمقم من که این پایین بیایم و به خودم بقبولانم و بکوشم احساسی مثل آدم جنگلیها داشته باشم. کسی هرگز چیزی از این فریدمن به گوشش خورده؟ سرزنشت نمیکنم. من دیگر مت فریدمن نخواهم بود. به خیل مردم میپیوندم. خودم را... آگوست هِجپِس۳۳ مینامم. جرعهجرعه ویسکی مونشاین مزه میکنم. ساقهٔ خشک گندمی میان دندانهایم میگیرم. عینکم را تمیز نمیکنم و برای کیکِ ماهی خرچنگ صید میکنم. ماهی بَس.
سالی: آفتابماهی.
مت: اُه، صدالبته. ولی نمیکنم. من حتی نمیتوانم کفشهایم را بدون آنکه احساس مضحکی داشته باشم دربیاورم.
سالی: این حوالی مردم پابرهنه راه نمیروند. هَتفیلدزی و مککُیزی۳۴ که نیستند. آنهایی که پابرهنه هستند فقط به این خاطر پابرهنهاند که توانایی خرید کفش ندارند، مت... من...»
در مجموع، عمارت تالی یک نمایشنامه جذاب و پرکشش است که به بررسی روابط انسانی و عشق میپردازد. این اثر با شخصیتپردازی قوی و داستان جذاب، توانسته است توجه بسیاری از مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کند.