"نیستدرجهان"
نویسنده: محمداسماعیل حاجیعلیان
رمان "نیستدرجهان" نوشته محمداسماعیل حاجیعلیان، سفری به اعماق انسانیت و مفاهیم پیچیدهٔ وجودی است. داستان در فضایی سورئالیستی و معماگونه روایت میشود که مرز بین واقعیت و خیالات را درهم میشکند. شخصیتهای رمان، هر کدام با درگیریهای درونی و بیرونی خود در پی یافتن معنای زندگی هستند.
نویسنده با بهرهگیری از زبان پیچیده و نمادگرایانه، خواننده را در جهانی قرار میدهد که در آن زمان و مکان مفهومی نسبی پیدا میکنند. "نیستدرجهان" دعوتی است به تفکر در مورد ماهیت وجود و جایگاه انسان در دنیای بزرگتر از خودش. رمان در نوع خود تجربهای منحصر به فرد در ادبیات معاصر فارسی است. رمان "نیستدرجهان" نوشته محمداسماعیل حاجیعلیان توسط نشر هیلا به چاپ رسیده است.
درباره نویسنده:
رمان "نیستدرجهان" نوشته محمداسماعیل حاجیعلیان (متولد ۱۳۵۹)، نویسنده معاصر ایرانی است. حاجیعلیان در دانشگاه هنر سمنان، مرمت و صنایع دستی تدریس میکند و داستان کوتاه مینویسد. آثار حاجیعلیان تاکنون در جشنوارههای متعددی از جمله "داستان کوتاه رضوی" برگزیده شدهاند. او بالغ بر صد داستان کوتاه نوشته که بیشترشان در جشنوارههای ادبی حائز رتبه و مقام شدهاند و منتخب آنها در مجموعه داستانهای: "قربونی"، "آدمک چوبی"، "سوت بلبلی" است.
ویژگیهای کتاب:
- زبان پیچیده و نمادین: حاجیعلیان از زبانی پُر از نمادها و استعارهها استفاده میکند که هر جمله میتواند معناهای مختلفی داشته باشد و خواننده را به تفکر و تحلیل عمیقتر دعوت کند.
- فضای سورئالیستی: کتاب در فضایی غیرواقعی و تخیلی جریان دارد که واقعیت و خیال به هم آمیخته و مرزهای زمان و مکان به طور مداوم در هم شکسته میشوند.
- جستجوی معنای زندگی: شخصیتهای رمان در جستجوی مفاهیم عمیقتری از زندگی، وجود، و حقیقت هستند که آنها را در مواجهه با بحرانهای درونی و بیرونی قرار میدهد.
- شخصیتپردازی پیچیده: شخصیتها به طور دقیق و با جزئیات پیچیده ترسیم میشوند، به طوری که هر یک دارای تضادهای درونی و بیرونی خاص خود هستند که مسیر داستان را به جلو میبرد.
- تفکر فلسفی: رمان به نوعی یک پژوهش فلسفی درباره ماهیت انسان و جهان است و پرسشهای بزرگی را در مورد هویت، وجود، و واقعیت مطرح میکند.
محتوای کتاب:
"نیستدرجهان" داستان مردی است که همسرش را از دست داده و تلاش میکند در میان غم فقدان، زندگی عادی را باز یابد. او در حالی که با تنهایی و بیمعنایی دستوپنجه نرم میکند، با پدرش که دچار آلزایمر است و در گذشته زندگی میکند، ارتباط دارد. گفتوگوهای پدر با همسر فوتشده راوی، چالشهای عاطفی بیشتری را برای او ایجاد میکند. این رمان، سفری است به عمق احساسات انسانی، با تمرکز بر سوگ، گذشته و امید.
بخشی از کتاب:
"آسمان قُرمبهای میکند. آراز از صدایش میلرزد. فرنگیس برمیگردد سمت نادعلی و دستش را روی پیشانی آراز میگذارد. زود دستش را پس میکشد. زانو میزند. رختهای آراز را از تنش بیرون میآورد. نادعلی، حیران، تنها نگاه میکند. عرق از سر و رویش شُرّه میکند توی گردنش. فرنگیس آرازِ عور را بغل میکند و از اوی بیرون میبرد. نادعلی با چشمهای دریده نگاهش میکند و دنبال فرنگیس از اوی بیرون میآید."
"نیستدرجهان" با داستانی عمیق و تأثیرگذار، تجربهای از مواجهه با فقدان و تلاش برای ادامه زندگی را به تصویر میکشد که هر خوانندهای را به تأمل وامیدارد.