زورو
جانستون مککالی
«زورو» قهرمان افسانهای و نقابدار، نجیبزادهای اسپانیایی است که در کالیفرنیا زندگی میکند. در ظاهر، او جوانی آرام و بیخیال به نظر میرسد، اما در دل شب، هویت واقعی خود را به عنوان یک مبارز شجاع آشکار میکند. زورو با شمشیر و هوش خود، به نجات ستمدیدگان میپردازد و با علامت Z بر دیوارها، نماد امید و ترس را به نمایش میگذارد. داستانهای زورو پر از ماجراجویی، هیجان و عاشقانه است و خواننده را به دنیایی پر از مبارزه با ظلم و ستم میبرد.
درباره نویسنده:
آتور جانستون مککالی، خالق افسانهای زورو، در سال ۱۸۸۳ در ایلینوی متولد شد. او پیش از خلق شخصیت محبوب زورو، با نامهای مستعار مختلف داستانهای کوتاه بسیاری نوشته بود. مککالی در طول زندگی حرفهای خود بیش از هزار اثر داستانی خلق کرد.
ویژگیهای کتاب
- شخصیت جذاب زورو: زورو با شخصیت پیچیده و جذاب خود، الهامبخش بسیاری از نسلها بوده است.
- داستان هیجانانگیز: ماجراهای زورو پر از تعلیق و هیجان است و خواننده را تا پایان داستان همراه خود میکند.
- مبارزه با ظلم و ستم: داستان زورو به موضوع مهم مبارزه با ظلم و ستم میپردازد و ارزشهای انسانی را ترویج میکند.
محتوای کتاب:
زورو، قهرمان افسانهای و شمشیرزن ماهر، شخصیتی است که توسط جانستون مککالی در سال ۱۹۱۹ خلق شد. نام او در زبان اسپانیایی به معنای روباه است و این نام بهخوبی شخصیت زیرک و چالاک او را توصیف میکند. زورو هویت مخفی دون دیگو دلاوگا، نجیبزادهی اسپانیایی است که در دوران استعمار اسپانیا در کالیفرنیا زندگی میکرد.
دون دیگو در ظاهر، جوانی آرام و خونسرد به نظر میرسد، اما در پس این چهره آرام، یک مبارز شجاع و ماهر پنهان شده است. او در شبها با هویت زورو ظاهر میشود و با شمشیر و هوش خود، به نجات ستمدیدگان از چنگ ظالمان میپردازد. زورو با حک کردن حرف Z بر دیوارها، نماد ترس برای ستمگران و امید برای مردم ستمدیده شده است.
داستان زورو برای اولین بار در سال ۱۹۱۹ به عنوان یک داستان کوتاه منتشر شد، اما به سرعت محبوبیت زیادی کسب کرد. در سال ۱۹۲۰، داگلاس فربنکس نقش زورو را در اولین فیلم سینمایی این شخصیت ایفا کرد و از آن زمان تاکنون، زورو در قالبهای مختلف هنری همچون کتاب، کمیک، فیلم و سریال به زندگی خود ادامه داده است.
بخشی از متن کتاب
«آلخاندرو دلاوگا در سکوتى سخت منتظر ماند تا اینکه لحظه صرف دسر فرا رسید. شرابى که خورده بودند تا حالا دیگر تأثیرش را گذاشته بود و خشم زن و شوهر داشت فروکش مىکرد، بنابراین سروان فرصت را مغتنم شمرد و علت آنجا آمدنش را توضیح داد. براى آنها گفت که خون اسپانیایى در رگهاى تویپورنیا جریان دارد. از شجاعت و هوش سرشار او گفت و البته چیزى از زیبایى او بر زبان نیاورد، بعد از فرماندار خواست که از خطاى او چشمپوشى کند و به شهرت و آوازهاى که فرماندار به سبب مهربانى و گذشتش از آن برخوردار بود، اشاره کرد و درخواست کرد که او به حرمت رفاقتى که با هم داشتند از تویپورنیا بگذرد. پدرو فاگس به خواهش و تمناى بیشترى نیاز نداشت؛ پرتو سرخ رنگ لباس یقه باز اولالیا او را از خود بیخود کرده بود و بواسطه تقاضاى سروان موافقت کرد که مجازات مرگ به بیست سال حبس تغییر پیدا کند».
درمجموع، داستان «زورو» از جانستون مککالی، ماجراهای هیجانانگیز نجیبزادهای اسپانیایی در کالیفرنیاست که در شبها به مبارزه با ظلم و ستم میپردازد. داستانهای زورو با ترکیبی از ماجراجویی، هیجان و پیامهای اخلاقی، همواره جذاب و خواندنی هستند.