ده بچه زنگی
آگاتا کریستی
کتاب «ده بچه زنگی» اثری مشهور از نویسنده برجسته انگلیسی، آگاتا کریستی، است که توسط انتشارات هرمس با ترجمه خسرو سمیعی به فارسی منتشر شده است. این رمان جنایی-معمایی، یکی از پرفروشترین و محبوبترین آثار کریستی محسوب میشود و تاکنون بیش از صد میلیون نسخه از آن به فروش رسیده است.
درباره نویسنده:
آگاتا کریستی (۱۸۹۰-۱۹۷۶) نویسندهای انگلیسی بود که به عنوان ملکه جنایت شناخته میشود. او با خلق شخصیتهایی مانند هرکول پوآرو و خانم مارپل، نقش مهمی در توسعه ادبیات کارآگاهی ایفا کرد و آثارش به بیش از صد زبان ترجمه شدهاند.
ویژگیهای کتاب:
● ساختار معمایی و تعلیق بالا: یکی از ویژگیهای برجسته این کتاب، طراحی پیچیده و پر از تعلیق داستان است. نویسنده با استفاده از یک شعر کودکانه که پیشبینیکننده مرگ هر یک از شخصیتهاست، تنش و اضطراب را در طول داستان حفظ میکند. این عنصر باعث میشود که خواننده همیشه در حالت انتظار و گمانهزنی دربارهی آینده شخصیتها باشد.
● شخصیتپردازی متنوع: هر یک از ده شخصیت کتاب با ویژگیهای منحصر به فرد خود معرفی میشوند. این شخصیتها در ابتدا به نظر میرسد که هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند، اما با پیشروی داستان، بیشتر با گذشته و رفتارهایشان آشنا میشویم و درمییابیم که همه آنها به نوعی در جرمی مشارکت داشتهاند.
● فضای مرموز و دلهرهآور: داستان در یک جزیره دورافتاده و منزوی رخ میدهد که فضای بسته و محدود آن، به شدت بر جو و حس ترس و تنهایی افزوده است. این فضای بسته باعث میشود که شخصیتها از هیچکجا نجات نداشته باشند و خواننده نیز به شدت درگیر حس ناتوانی و بیپناهی آنها شود.
● عدم حضور قهرمان کلاسیک: برخلاف بسیاری از رمانهای جنایی، در این کتاب خبری از کارآگاه کلاسیک نیست که معما را حل کند. همه شخصیتها در موقعیت یکسانی قرار دارند و هیچکدام نمیتوانند راهحل معما را به تنهایی پیدا کنند. این ویژگی باعث میشود که تمام داستان از جنبههای مختلف جذاب و پیچیده باشد.
● پایان غافلگیرکننده: مانند بسیاری از آثار آگاتا کریستی، پایان داستان نیز با یک چرخش غیرمنتظره روبهرو میشود که در نهایت معما را به شکلی شگفتانگیز حل میکند و تمام جزئیات به هم میپیوندند.
محتوا:
ده نفر که هیچیک از آنها پیش از آن با دیگری آشنا نبوده، به وسیلهی نامهای مرموز برای شرکت در ضیافتی ویژه به جزیرهای دورافتاده به نام جزیرهی زنگی دعوت میشوند. این افراد که در گذشته خود مرتکب اعمال ناپسندی شدهاند، پس از مدتی متوجه میشوند که توسط فردی ناشناس به این جزیره کشانده شدهاند و یکی پس از دیگری به شیوههایی که در یک شعر کودکانه توصیف شده، به قتل میرسند. این شعر که در اتاقهای مهمانان قرار دارد، نحوه مرگ هر یک را پیشبینی میکند و باعث افزایش ترس و وحشت در میان آنها میشود.
بخشی از متن کتاب:
"لسلى نفهمید. لسلى برایش گریه کرد مکآرتور تصور مىکرد. اما وقتى که مکآرتور به انگلستان بازگشته بود اشکهاى لسلى دیگر خشک شده بود. هرگز به لسلى نگفت که قضیه را فهمیده است. زندگى آنها ادامه پیدا کرد، فقط گاه لسلى کاملاً واقعى به نظر نمىرسید. و بعد از سه چهار سال ذاتالریه گرفت و مرد. این اتفاق مدتها پیش افتاد. پانزده سال؟ شانزده سال؟ و او ارتش را ترک کرد و در دون ساکن شد. جاى کوچکى را که همیشه آرزو مىکرد داشته باشد خرید. همسایگان خوبى داشت. منطقه دلپذیرى بود. کمى شکار، کمى ماهیگیرى. یکشنبهها به کلیسا مىرفت. اما نه آن روزى که داستان داوود خوانده مىشد و اینکه چگونه اوریا را به خط اول جبهه فرستاد. هرچه بود این را نمىتوانست تحمل کند. احساس بدى به او دست مىداد. رفتار همه دوستانه بود، البته در ابتدا. بعد این احساس ناراحتکننده را پیدا کرد که مردم پشت سرش حرف مىزنند. هرچه بود طور دیگرى به او نگاه مىکردند. انگار چیزهایى شنیده بودند. شایعاتى دروغ... آرمیتاژ؟ یعنى آرمیتاژ حرفىزده بود؟
بعد از آن از مردم فرار مىکرد. در خودش فرومىرفت. احساس ناخوشایندى است که بدانید مردم درباره شما بحث مىکنند و درباره چیزى که در گذشتههاى دور اتفاق افتاده بود، و حال کاملاً بىمعنى به نظر مىرسید. لسلى در گذشتهاى دور محو شده بود، آرتور ریچموند هم همین طور. هر اتفاقى هم که افتاده بود حالا دیگر اهمیتى نداشت. اما این چیزها باعث شد که در زندگى تنها بیفتد. از دوستان قدیمى ارتشى هم دورى مىکرد. اگر آرمیتاژ حرفىزده بود آنها هم اطلاع داشتند. و حالا، امشب، صدایى آن قصه پنهان را فاش کرد."
«ده بچه زنگی» یکی از شاهکارهای ادبیات جنایی است که با طرح معمایی قوی و شخصیتپردازی دقیق، خواننده را تا انتها درگیر میکند. این کتاب نه تنها به عنوان یکی از بهترین آثار آگاتا کریستی شناخته میشود، بلکه در تاریخ ادبیات جنایی نیز جایگاه ویژهای دارد. مطالعه این رمان تجربهای هیجانانگیز و فراموشنشدنی را برای خوانندگان به ارمغان میآورد.