قطار ساعت 4:50 از پدینگتون
آگاتا کریستی
«قطار ساعت 4:50 از پدینگتون» رمانی جنایی از آگاتا کریستی، نویسنده مشهور انگلیسی است. این کتاب که در سال 1957 منتشر شد، یکی از آثار مجموعه خانم مارپل، کارآگاه پیر و زیرک است. در این رمان، خانم مکگیلیکادی، دوست صمیمی خانم مارپل، در حین سفر با قطار، شاهد صحنه قتلی در قطار دیگری میشود. خانم مارپل با کمک لوسی آیلسبارو، زنی جوان و باهوش، به جستوجوی قاتل میپردازد.
این رمان یکی از محبوبترین آثار خانم مارپل است و بارها مورد اقتباس سینمایی و تلویزیونی قرار گرفته است. خانم مارپل در این داستان، بار دیگر نشان میدهد که با وجود ظاهر آرام و بیخطرش، کارآگاهی زیرک و باهوش است. داستان بهخوبی نشان میدهد که چگونه ظواهر فریبنده میتوانند پنهانکننده حقایق تلخ باشند.
درباره نویسنده:
آگاتا کریستی (زاده ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۰ ـ درگذشته ۱۲ ژانویه ۱۹۷۶ ) نویسنده انگلیسی و خالق داستانهای جنایی، یکی از پرفروشترین نویسندگان تاریخ ادبیات محسوب میشود. رمانهای او با شخصیتهای ماندگاری چون هرکول پوآرو و خانم مارپل، سالهاست که خوانندگان را به دنیای پررمزوراز جنایات و معمایی میکشاند. برخی از مشهورترین آثار آگاتا کریستی عبارتاند از: ماجرای مرموز در استایلز، قتل در قطار سریعالسیر شرق اکسپرس، موشهای صحرایی، و سپس هیچکس باقی نماند، قتل در خانه کشیش.
ویژگیهای کتاب:
- داستانی پرکشش و معمایی
- شخصیتپردازی قوی
- فضاسازی دقیق
- پیچیدگیهای داستانی
محتوای کتاب:
در رمان «قطار ساعت 4:50 از پدینگتون» از آگاتا کریستی، خانم مکگیلیکادی در قطار شاهد قتل زنی در قطار دیگری میشود. پلیس به دلیل عدم وجود جسد و شواهد، داستان او را باور نمیکند. اما خانم مارپل، دوست او، به حس ششماش اعتماد میکند.
خانم مارپل با کمک لوسی آیلسبارو، به خانه خانواده کراکنتورپ نفوذ میکند، جایی که به نظر میرسد راز قتل در آنجا پنهان شده است. لوسی با زیرکی و دقت، سرنخها را دنبال میکند و در نهایت، پرده از راز قتل برمیدارد.
بخشی از متن کتاب:
«برابر این گزارش ها او حدود ساعت سه و سی وپنج دقیقه در سوتبی دیده شده بود. اما از قرار معلوم، زیاد در آنجا نمانده بود. عکسش را در قهوه خانه راسل تشخیص نداده بودند، اما چون موقع صرف چای آن محل خیلی شلوغ می شود و هارولد هم از مشتریان پر و پا قرص و همیشگی آنجا نبود، این موضوع چندان مایه تعجب نبود. مرد خدمتکاری که در خانه هارولد کار می کرد، تصدیق کرد که او برای تعویض لباس و شرکت در مهمانی شام ساعت یک ربع به هفت به منزلش واقع در کاردیگان گاردنز رفته و کمی ناراحت به نظر می رسیده است. چون مهمانی در ساعت هفت و نیم شروع می شد و هارولد احساس می کرد که دیر شده است. مرد خدمتکار به خاطر نمی آورد که سروصدای برگشتن هارولد از مهمانی به خانه را شنیده باشد. به ویژه که مدتی از این جریان می گذشت و به خاطر آوردن دقیق آن امکان پذیر نبود. به طور کلی، او اغلب متوجه ورود آقای کراکن تورپ به خانه نمی شد».
درمجموع، در رمان «قطار ساعت 4:50 از پدینگتون»، آگاتا کریستی با داستانی پیچیده و پر از تعلیق، قدرت ذهن و هوش را در حل معماهای جنایی به تصویر میکشد. او نشان میدهد که چگونه ظواهر فریبنده میتوانند پنهانکننده حقایق تلخ باشند و چگونه ذهن کنجکاو و تحلیلگر، حتی در میان بیاعتنایی دیگران، میتواند پرده از رازهای پنهان بردارد.