درندۀ باسکرویل
سر آرتور کانن دویل
«درندۀ باسکرویل» رمانی جنایی از سر آرتور کانن دویل است که در سال ۱۹۰۲ منتشر شد. این رمان سومین داستان بلند از مجموعه داستانهای شرلوک هولمز است و یکی از مشهورترین آثار این نویسنده محسوب میشود. این رمان با عناصر جذاب مانند کفش گمشده، عکس خانوادگی، قاتل فراری و طلسم خانوادگی، داستانی هیجانانگیز را روایت میکند. شرلوک هولمز و دکتر واتسون در این داستان معمایی حضور دارند و مخاطبان را تا لحظه آخر به حدس و گمان وامیدارند.
این داستان یکی از برجستهترین آثار ادبیات جنایی است که تأثیر زیادی بر این ژانر گذاشته و به دلیل فضای وهمآلود، شخصیتهای جذاب و معمای پیچیدهاش مورد تحسین قرار گرفته است.
این رمان ابتدا به صورت پاورقی در مجلۀ «استرند» منتشر میشد و بارها مورد اقتباس سینمایی و تلویزیونی قرار گرفته است. همچنین، به زبانهای مختلفی ترجمه شده است و در سراسر جهان محبوبیت دارد.
درباره نویسنده:
سر آرتور کانن دویل (۱۸۵۹ ـ ۱۹۳۰) پزشک و نویسنده اسکاتلندی، بیشتر به خاطر خلق شخصیت شرلوک هولمز، کارآگاه مشهور، شناخته میشود. او در ادینبورگ به دنیا آمد و در رشته پزشکی تحصیل کرد. پس از مدتی طبابت، به نویسندگی روی آورد و داستانهای شرلوک هولمز را خلق کرد که با استقبال زیادی روبهرو شدند. کانن دویل نویسندهای پرکار بود و علاوه بر داستانهای شرلوک هولمز، رمانهای تاریخی، کتابهای تاریخی و آثاری درباره احضار ارواح نیز نوشت. با این حال، شهرت و ماندگاری او بیشتر به خاطر مجموعهداستانهای شرلوک هولمز است که به زبانهای مختلف ترجمه شده و همچنان مورد علاقه خوانندگان در سراسر جهان است. سر آرتور کانن دویل به عنوان یکی از مهمترین نویسندگان ژانر جنایی و خالق شخصیتی ماندگار (شرلوک هولمز) در تاریخ ادبیات شناخته میشود.
شرلوک هولمز، اگرچه نخستین کارآگاه خیالی در دنیای ادبیات نیست، اما بیشک یکی از مشهورترین و محبوبترین آنهاست. این شخصیت چنان در بین مردم جا باز کرده که نامش در کتاب رکوردهای جهانی گینس به عنوان «شناختهشدهترین شخصیت خیالی» به ثبت رسیده است. شهرت و محبوبیت شرلوک هولمز به حدی است که بسیاری از افراد باور دارند که او نه یک شخصیت خیالی، بلکه فردی واقعی بوده است.
ویژگیهای کتاب:
- فضای وهمآلود و معمایی
- شخصیتهای جذاب و باورپذیر
- طرح داستانی پیچیده و جذاب
- تقابل علم و خرافات
- تأثیر گذشته بر حال
- اقتباسهای متعدد
- تأثیر بر ژانر جنایی
محتوای کتاب:
«درندۀ باسکرویل» با ورود دکتر جیمز مورتیمر به خانۀ شرلوک هولمز و دکتر واتسون آغاز میشود. او از افسانهای ترسناک دربارۀ خانوادۀ باسکرویل میگوید؛ سگی شبحوار و غولپیکر که از باتلاق بیرون آمده و اعضای خانواده را میکشد. مرگ مرموز سر چارلز باسکرویل، آخرین وارث، نگرانیها را تشدید میکند. دکتر مورتیمر از شرلوک هولمز برای حفاظت از سر هنری باسکرویل، وارث بعدی، کمک میخواهد. هولمز و واتسون به دهکدۀ باسکرویل میروند و با تحقیق و جمعآوری سرنخها، متوجه خطر جدی برای سر هنری میشوند.
این رمان با مضامینی چون تقابل علم و خرافات، خیر و شر، و تأثیر گذشته بر حال، به بررسی راز مرگ سر چارلز و تهدید سر هنری میپردازد. شرلوک هولمز با منطق خود در برابر افسانههای محلی میایستد و در پی کشف حقیقت است. داستان نشان میدهد چگونه گذشته و خرافات میتوانند بر زندگی افراد تأثیر بگذارند و ترس و وحشت را در جامعه پراکنده کنند.
بخشی از متن کتاب:
«واتسون، حقیقتاً از همیشه بهتر بود. باید بگویم در تمام گزارشهایی که از سر لطف از موفقیتهای ناچیز من ارائه دادهای، معمولاً قابلیتهای خودت را دست کم میگرفتی. شاید تو شخصاً منبع نور نباشی، ولی حامل نور هستی. بعضی آدمها، بی آنکه خودشان نبوغ داشته باشند، قدرت زیادی در برانگیختن نبوغ دارند. دوست عزیزم، اعتراف میکنم که خیلی به تو مدیونم.»
درمجموع، «درندۀ باسکرویل» رمانی جنایی اثر سر آرتور کانن دویل، با داستانی معمایی و فضایی وهمآلود، مخاطب را به باتلاقهای دارتمور میبرد. این رمان با تقابل علم و خرافات، و تأثیر گذشته بر حال، از برجستهترین آثار ادبیات جنایی محسوب میشود.