ما در میخوانم محصول مورد نظر شما را پس از ثبت تقاضا تولید میکنیم. این بدان معنی است که در فروشگاه ما هیچ کتابی ناموجود نیست. ما بر اساس تقاضای مشتری، کتاب رابا بهترین کیفیت چاپ دیجیتال بهصورت اختصاصی چاپ کرده و با کمترین قیمت در اختیار علاقهمندان به کتابخوانی قرار میدهیم.
ما در میخوانم محصول مورد نظر شما را پس از ثبت تقاضا تولید میکنیم. این بدان معنی است که در فروشگاه ما هیچ کتابی ناموجود نیست. ما بر اساس تقاضای مشتری، کتاب رابا بهترین کیفیت چاپ دیجیتال بهصورت اختصاصی چاپ کرده و با کمترین قیمت در اختیار علاقهمندان به کتابخوانی قرار میدهیم.
مترجم: احسان لطفی


خود زندگی نامهها معمولاً روایتى خطىاند، از A به B، غالباً هم راستاى بردار زمان، بجز در رفت و برگشتهاى گاهگدار که خاطرهای را به خاطرهای دیگر در گذشته یا اینده مى دوزند. خاطرهها نویسنده را تصویر مى کنند وقتى دارد عمل یا اندیشه مىکند و وقتى به ترتیب پشت سرهم مى نشینند حسى از دگرگونی پیوسته مى سازند؛ از اینکه نویسنده چطور در گذر زمان به چیزی که هست تبدیل «شده» که عجیب هم نیست. مگر ما غالباً نمىخواهیم همین را در مورد
ادم هاى «مهم» یا «موفق» بدانیم؟
ادوارد لو- که بیشتر و پیشتر از نویسنده، عکاس بود - این کار را نمیکند. خود زندگی نامهاش به جاى خطى پیوسته، مجموعهاى است از نقطههاى پراکنده که توالی ناگزیرشان روى سطرهاى کتاب به نظر تصادفى مى اید. هر نقطه یک جمله است دربارهی خودش- گاهی چند کلمه و گاهی چند سطر- که حس، تجربه یا ترجیحى رابه کلمه تبدیل مى کند؛ گاهی انقدر شخصى و خصوصی که عریان کننده است اما لحن خنثى و سردشان در تضادى غریب با این محتواى صمیمانه، به گزارشی عینى از یک واقعهی بیرونى مىماند؛ توضیح و توجیه و شرح و بسطی در کار نیست. نقطهها - مثل پیکسلهاى یک عکس- صرفاً اینجا و انجاى بوم مى نشینند و ارام ارام از انبوه این «واقعیت»هاى پراکنده تصویرى شکل مىگیرد، نه از «شدن» که از «بودن» یا «هستن». تصویرى که اسمى بهتر از «اتوپرتره» نمىتوان برایش پیدا کرد.
خود زندگی نامهها معمولاً روایتى خطىاند، از A به B، غالباً هم راستاى بردار زمان، بجز در رفت و برگشتهاى گاهگدار که خاطرهای را به خاطرهای دیگر در گذشته یا اینده مى دوزند. خاطرهها نویسنده را تصویر مى کنند وقتى دارد عمل یا اندیشه مىکند و وقتى به ترتیب پشت سرهم مى نشینند حسى از دگرگونی پیوسته مى سازند؛ از اینکه نویسنده چطور در گذر زمان به چیزی که هست تبدیل «شده» که عجیب هم نیست. مگر ما غالباً نمىخواهیم همین را در مورد
ادم هاى «مهم» یا «موفق» بدانیم؟
ادوارد لو- که بیشتر و پیشتر از نویسنده، عکاس بود - این کار را نمیکند. خود زندگی نامهاش به جاى خطى پیوسته، مجموعهاى است از نقطههاى پراکنده که توالی ناگزیرشان روى سطرهاى کتاب به نظر تصادفى مى اید. هر نقطه یک جمله است دربارهی خودش- گاهی چند کلمه و گاهی چند سطر- که حس، تجربه یا ترجیحى رابه کلمه تبدیل مى کند؛ گاهی انقدر شخصى و خصوصی که عریان کننده است اما لحن خنثى و سردشان در تضادى غریب با این محتواى صمیمانه، به گزارشی عینى از یک واقعهی بیرونى مىماند؛ توضیح و توجیه و شرح و بسطی در کار نیست. نقطهها - مثل پیکسلهاى یک عکس- صرفاً اینجا و انجاى بوم مى نشینند و ارام ارام از انبوه این «واقعیت»هاى پراکنده تصویرى شکل مىگیرد، نه از «شدن» که از «بودن» یا «هستن». تصویرى که اسمى بهتر از «اتوپرتره» نمىتوان برایش پیدا کرد.
خود زندگی نامهها معمولاً روایتى خطىاند، از A به B، غالباً هم راستاى بردار زمان، بجز در رفت و برگشتهاى گاهگدار که خاطرهای را به خاطرهای دیگر در گذشته یا اینده مى دوزند. خاطرهها نویسنده را تصویر مى کنند وقتى دارد عمل یا اندیشه مىکند و وقتى به ترتیب پشت سرهم مى نشینند حسى از دگرگونی پیوسته مى سازند؛ از اینکه نویسنده چطور در گذر زمان به چیزی که هست تبدیل «شده» که عجیب هم نیست. مگر ما غالباً نمىخواهیم همین را در مورد
ادم هاى «مهم» یا «موفق» بدانیم؟
ادوارد لو- که بیشتر و پیشتر از نویسنده، عکاس بود - این کار را نمیکند. خود زندگی نامهاش به جاى خطى پیوسته، مجموعهاى است از نقطههاى پراکنده که توالی ناگزیرشان روى سطرهاى کتاب به نظر تصادفى مى اید. هر نقطه یک جمله است دربارهی خودش- گاهی چند کلمه و گاهی چند سطر- که حس، تجربه یا ترجیحى رابه کلمه تبدیل مى کند؛ گاهی انقدر شخصى و خصوصی که عریان کننده است اما لحن خنثى و سردشان در تضادى غریب با این محتواى صمیمانه، به گزارشی عینى از یک واقعهی بیرونى مىماند؛ توضیح و توجیه و شرح و بسطی در کار نیست. نقطهها - مثل پیکسلهاى یک عکس- صرفاً اینجا و انجاى بوم مى نشینند و ارام ارام از انبوه این «واقعیت»هاى پراکنده تصویرى شکل مىگیرد، نه از «شدن» که از «بودن» یا «هستن». تصویرى که اسمى بهتر از «اتوپرتره» نمىتوان برایش پیدا کرد.
خود زندگی نامهها معمولاً روایتى خطىاند، از A به B، غالباً هم راستاى بردار زمان، بجز در رفت و برگشتهاى گاهگدار که خاطرهای را به خاطرهای دیگر در گذشته یا اینده مى دوزند. خاطرهها نویسنده را تصویر مى کنند وقتى دارد عمل یا اندیشه مىکند و وقتى به ترتیب پشت سرهم مى نشینند حسى از دگرگونی پیوسته مى سازند؛ از اینکه نویسنده چطور در گذر زمان به چیزی که هست تبدیل «شده» که عجیب هم نیست. مگر ما غالباً نمىخواهیم همین را در مورد
ادم هاى «مهم» یا «موفق» بدانیم؟
ادوارد لو- که بیشتر و پیشتر از نویسنده، عکاس بود - این کار را نمیکند. خود زندگی نامهاش به جاى خطى پیوسته، مجموعهاى است از نقطههاى پراکنده که توالی ناگزیرشان روى سطرهاى کتاب به نظر تصادفى مى اید. هر نقطه یک جمله است دربارهی خودش- گاهی چند کلمه و گاهی چند سطر- که حس، تجربه یا ترجیحى رابه کلمه تبدیل مى کند؛ گاهی انقدر شخصى و خصوصی که عریان کننده است اما لحن خنثى و سردشان در تضادى غریب با این محتواى صمیمانه، به گزارشی عینى از یک واقعهی بیرونى مىماند؛ توضیح و توجیه و شرح و بسطی در کار نیست. نقطهها - مثل پیکسلهاى یک عکس- صرفاً اینجا و انجاى بوم مى نشینند و ارام ارام از انبوه این «واقعیت»هاى پراکنده تصویرى شکل مىگیرد، نه از «شدن» که از «بودن» یا «هستن». تصویرى که اسمى بهتر از «اتوپرتره» نمىتوان برایش پیدا کرد.