ما در میخوانم محصول مورد نظر شما را پس از ثبت تقاضا تولید میکنیم. این بدان معنی است که در فروشگاه ما هیچ کتابی ناموجود نیست. ما بر اساس تقاضای مشتری، کتاب رابا بهترین کیفیت چاپ دیجیتال بهصورت اختصاصی چاپ کرده و با کمترین قیمت در اختیار علاقهمندان به کتابخوانی قرار میدهیم.
ما در میخوانم محصول مورد نظر شما را پس از ثبت تقاضا تولید میکنیم. این بدان معنی است که در فروشگاه ما هیچ کتابی ناموجود نیست. ما بر اساس تقاضای مشتری، کتاب رابا بهترین کیفیت چاپ دیجیتال بهصورت اختصاصی چاپ کرده و با کمترین قیمت در اختیار علاقهمندان به کتابخوانی قرار میدهیم.
نویسنده: فرخنده آقائی
با عزیزجان در عزیزیه
فرخنده اقایی
"با عزیزجان در عزیزیه" اثری جذاب و خواندنی از فرخنده اقایی است که روایتگر سفری روحانی و عرفانی به سرزمین وحی است. نویسنده با زبانی ساده و روان، ماجرای سفر حج خود و همراهانش را به تصویر میکشد. این سفر اما فراتر از یک سفر فیزیکی است و به عمق جان و روان شخصیتها نفوذ میکند.نویسنده با استفاده از زبانی ساده و بیالایش، داستان را به گونهای روایت میکند که برای همه مخاطبان قابل فهم باشد.
شخصیتهای داستان با ویژگیهای منحصر به فرد خود، بسیار باورپذیر و جذاب هستند. تعاملات بین شخصیتها و تکامل انها در طول داستان، یکی از نقاط قوت این کتاب است.در پس داستان ظاهرا ساده سفر حج، مضامین عمیق و ارزشمندی همچون معنویت، انسانیت، دوستی و عشق نهفته است. نویسنده به زیبایی این مضامین را در دل داستان گنجانده است.در کنار پرداختن به موضوعات معنوی، نویسنده با استفاده از طنز لطیف و شیرین، به داستان روحی تازه بخشیده است.خواننده در طول داستان احساس میکند که در کنار شخصیتها در سفر است و این حس صمیمیت، ارتباط عمیقی بین خواننده و کتاب برقرار میکند.
بخشی از متن داستان:
«چهار هماتاق هر کدام روی تخت خود نشسته بودند و پرتقالها را به طرف هم پرت میکردند. خانم مدبری با عصایش پرتقالها را به طرف دیگران میفرستاد و انها با پایشان پس میفرستادند؛
زنها از اتاقهای دیگر جمع شده بودند کنار در و هر کدام کسی را تشویق میکردند و دست میزدند. بیشتر طرفدار خانم مدبری بودند؛
خانم صراف میگفت: «شما هم بیایید. داریم برای سنگ زدن به شیطان تمرین میکنیم.»؛
«ایواللّه خانم مدبری!؛»
عزیزجان کوتاه نمیامد؛
یکی در راهرو میگوید: «پیرزنها با هزار سختی و مرارت اعمالشان را به کمک دیگران به جا میاورند و وقت برگشتن به همه پز میدهند که چطور زیارت کردند.»؛
دیگری میگوید: «اعتمادبهنفس بالاست.»؛
«جانشان هم دربیاید دست از لاف زدن برنمیدارند؛»
اگر به دنبال کتابی هستید که هم شما را به تفکر وادار کند و هم لحظات خوشی را برایتان رقم بزند، "با عزیزجان در عزیزیه" انتخاب مناسبی است. این کتاب با روایتی جذاب و شخصیتهایی دوستداشتنی، شما را به سفری معنوی میبرد و به شما کمک میکند تا در مورد زندگی، انسانیت و معنویت بیشتر بیندیشید.این کتاب برای همه کسانی که به ادبیات داستانی، سفرنامهنویسی و موضوعات معنوی علاقهمند هستند، مناسب است. همچنین برای کسانی که قصد سفر حج دارند یا به این سفر علاقهمند هستند، میتواند بسیار مفید باشد.


با عزیزجان در عزیزیه
فرخنده اقایی
"با عزیزجان در عزیزیه" اثری جذاب و خواندنی از فرخنده اقایی است که روایتگر سفری روحانی و عرفانی به سرزمین وحی است. نویسنده با زبانی ساده و روان، ماجرای سفر حج خود و همراهانش را به تصویر میکشد. این سفر اما فراتر از یک سفر فیزیکی است و به عمق جان و روان شخصیتها نفوذ میکند.نویسنده با استفاده از زبانی ساده و بیالایش، داستان را به گونهای روایت میکند که برای همه مخاطبان قابل فهم باشد.
شخصیتهای داستان با ویژگیهای منحصر به فرد خود، بسیار باورپذیر و جذاب هستند. تعاملات بین شخصیتها و تکامل انها در طول داستان، یکی از نقاط قوت این کتاب است.در پس داستان ظاهرا ساده سفر حج، مضامین عمیق و ارزشمندی همچون معنویت، انسانیت، دوستی و عشق نهفته است. نویسنده به زیبایی این مضامین را در دل داستان گنجانده است.در کنار پرداختن به موضوعات معنوی، نویسنده با استفاده از طنز لطیف و شیرین، به داستان روحی تازه بخشیده است.خواننده در طول داستان احساس میکند که در کنار شخصیتها در سفر است و این حس صمیمیت، ارتباط عمیقی بین خواننده و کتاب برقرار میکند.
بخشی از متن داستان:
«چهار هماتاق هر کدام روی تخت خود نشسته بودند و پرتقالها را به طرف هم پرت میکردند. خانم مدبری با عصایش پرتقالها را به طرف دیگران میفرستاد و انها با پایشان پس میفرستادند؛
زنها از اتاقهای دیگر جمع شده بودند کنار در و هر کدام کسی را تشویق میکردند و دست میزدند. بیشتر طرفدار خانم مدبری بودند؛
خانم صراف میگفت: «شما هم بیایید. داریم برای سنگ زدن به شیطان تمرین میکنیم.»؛
«ایواللّه خانم مدبری!؛»
عزیزجان کوتاه نمیامد؛
یکی در راهرو میگوید: «پیرزنها با هزار سختی و مرارت اعمالشان را به کمک دیگران به جا میاورند و وقت برگشتن به همه پز میدهند که چطور زیارت کردند.»؛
دیگری میگوید: «اعتمادبهنفس بالاست.»؛
«جانشان هم دربیاید دست از لاف زدن برنمیدارند؛»
اگر به دنبال کتابی هستید که هم شما را به تفکر وادار کند و هم لحظات خوشی را برایتان رقم بزند، "با عزیزجان در عزیزیه" انتخاب مناسبی است. این کتاب با روایتی جذاب و شخصیتهایی دوستداشتنی، شما را به سفری معنوی میبرد و به شما کمک میکند تا در مورد زندگی، انسانیت و معنویت بیشتر بیندیشید.این کتاب برای همه کسانی که به ادبیات داستانی، سفرنامهنویسی و موضوعات معنوی علاقهمند هستند، مناسب است. همچنین برای کسانی که قصد سفر حج دارند یا به این سفر علاقهمند هستند، میتواند بسیار مفید باشد.
با عزیزجان در عزیزیه
فرخنده اقایی
"با عزیزجان در عزیزیه" اثری جذاب و خواندنی از فرخنده اقایی است که روایتگر سفری روحانی و عرفانی به سرزمین وحی است. نویسنده با زبانی ساده و روان، ماجرای سفر حج خود و همراهانش را به تصویر میکشد. این سفر اما فراتر از یک سفر فیزیکی است و به عمق جان و روان شخصیتها نفوذ میکند.نویسنده با استفاده از زبانی ساده و بیالایش، داستان را به گونهای روایت میکند که برای همه مخاطبان قابل فهم باشد.
شخصیتهای داستان با ویژگیهای منحصر به فرد خود، بسیار باورپذیر و جذاب هستند. تعاملات بین شخصیتها و تکامل انها در طول داستان، یکی از نقاط قوت این کتاب است.در پس داستان ظاهرا ساده سفر حج، مضامین عمیق و ارزشمندی همچون معنویت، انسانیت، دوستی و عشق نهفته است. نویسنده به زیبایی این مضامین را در دل داستان گنجانده است.در کنار پرداختن به موضوعات معنوی، نویسنده با استفاده از طنز لطیف و شیرین، به داستان روحی تازه بخشیده است.خواننده در طول داستان احساس میکند که در کنار شخصیتها در سفر است و این حس صمیمیت، ارتباط عمیقی بین خواننده و کتاب برقرار میکند.
بخشی از متن داستان:
«چهار هماتاق هر کدام روی تخت خود نشسته بودند و پرتقالها را به طرف هم پرت میکردند. خانم مدبری با عصایش پرتقالها را به طرف دیگران میفرستاد و انها با پایشان پس میفرستادند؛
زنها از اتاقهای دیگر جمع شده بودند کنار در و هر کدام کسی را تشویق میکردند و دست میزدند. بیشتر طرفدار خانم مدبری بودند؛
خانم صراف میگفت: «شما هم بیایید. داریم برای سنگ زدن به شیطان تمرین میکنیم.»؛
«ایواللّه خانم مدبری!؛»
عزیزجان کوتاه نمیامد؛
یکی در راهرو میگوید: «پیرزنها با هزار سختی و مرارت اعمالشان را به کمک دیگران به جا میاورند و وقت برگشتن به همه پز میدهند که چطور زیارت کردند.»؛
دیگری میگوید: «اعتمادبهنفس بالاست.»؛
«جانشان هم دربیاید دست از لاف زدن برنمیدارند؛»
اگر به دنبال کتابی هستید که هم شما را به تفکر وادار کند و هم لحظات خوشی را برایتان رقم بزند، "با عزیزجان در عزیزیه" انتخاب مناسبی است. این کتاب با روایتی جذاب و شخصیتهایی دوستداشتنی، شما را به سفری معنوی میبرد و به شما کمک میکند تا در مورد زندگی، انسانیت و معنویت بیشتر بیندیشید.این کتاب برای همه کسانی که به ادبیات داستانی، سفرنامهنویسی و موضوعات معنوی علاقهمند هستند، مناسب است. همچنین برای کسانی که قصد سفر حج دارند یا به این سفر علاقهمند هستند، میتواند بسیار مفید باشد.
با عزیزجان در عزیزیه
فرخنده اقایی
"با عزیزجان در عزیزیه" اثری جذاب و خواندنی از فرخنده اقایی است که روایتگر سفری روحانی و عرفانی به سرزمین وحی است. نویسنده با زبانی ساده و روان، ماجرای سفر حج خود و همراهانش را به تصویر میکشد. این سفر اما فراتر از یک سفر فیزیکی است و به عمق جان و روان شخصیتها نفوذ میکند.نویسنده با استفاده از زبانی ساده و بیالایش، داستان را به گونهای روایت میکند که برای همه مخاطبان قابل فهم باشد.
شخصیتهای داستان با ویژگیهای منحصر به فرد خود، بسیار باورپذیر و جذاب هستند. تعاملات بین شخصیتها و تکامل انها در طول داستان، یکی از نقاط قوت این کتاب است.در پس داستان ظاهرا ساده سفر حج، مضامین عمیق و ارزشمندی همچون معنویت، انسانیت، دوستی و عشق نهفته است. نویسنده به زیبایی این مضامین را در دل داستان گنجانده است.در کنار پرداختن به موضوعات معنوی، نویسنده با استفاده از طنز لطیف و شیرین، به داستان روحی تازه بخشیده است.خواننده در طول داستان احساس میکند که در کنار شخصیتها در سفر است و این حس صمیمیت، ارتباط عمیقی بین خواننده و کتاب برقرار میکند.
بخشی از متن داستان:
«چهار هماتاق هر کدام روی تخت خود نشسته بودند و پرتقالها را به طرف هم پرت میکردند. خانم مدبری با عصایش پرتقالها را به طرف دیگران میفرستاد و انها با پایشان پس میفرستادند؛
زنها از اتاقهای دیگر جمع شده بودند کنار در و هر کدام کسی را تشویق میکردند و دست میزدند. بیشتر طرفدار خانم مدبری بودند؛
خانم صراف میگفت: «شما هم بیایید. داریم برای سنگ زدن به شیطان تمرین میکنیم.»؛
«ایواللّه خانم مدبری!؛»
عزیزجان کوتاه نمیامد؛
یکی در راهرو میگوید: «پیرزنها با هزار سختی و مرارت اعمالشان را به کمک دیگران به جا میاورند و وقت برگشتن به همه پز میدهند که چطور زیارت کردند.»؛
دیگری میگوید: «اعتمادبهنفس بالاست.»؛
«جانشان هم دربیاید دست از لاف زدن برنمیدارند؛»
اگر به دنبال کتابی هستید که هم شما را به تفکر وادار کند و هم لحظات خوشی را برایتان رقم بزند، "با عزیزجان در عزیزیه" انتخاب مناسبی است. این کتاب با روایتی جذاب و شخصیتهایی دوستداشتنی، شما را به سفری معنوی میبرد و به شما کمک میکند تا در مورد زندگی، انسانیت و معنویت بیشتر بیندیشید.این کتاب برای همه کسانی که به ادبیات داستانی، سفرنامهنویسی و موضوعات معنوی علاقهمند هستند، مناسب است. همچنین برای کسانی که قصد سفر حج دارند یا به این سفر علاقهمند هستند، میتواند بسیار مفید باشد.