تيری كه خطا رفت
ریچارد عثمان
کتاب «تیری که خطا رفت» نوشتهٔ ریچارد عثمان، سومین جلد از مجموعهٔ «باشگاه قتل پنجشنبه» است که توسط ندا شادنظر ترجمه و از سوی نشر قطره منتشر شده است.
دربارهٔ نویسنده:
ریچارد عثمان نویسنده، تهیهکننده و مجری تلویزیونی بریتانیایی است. او پیش از ورود به دنیای نویسندگی، در برنامههای تلویزیونی به شهرت رسید. عثمان با اولین رمان خود، «باشگاه قتل پنجشنبه»، موفق شد توجه گستردهای را به خود جلب کند و این مجموعه را به یکی از محبوبترین آثار معمایی دههٔ اخیر تبدیل کند.
ویژگیهای کتاب:
● شخصیتهای مسن اما باهوش و ماجراجو
برخلاف اغلب داستانهای جنایی که کارآگاهان حرفهای در مرکز ماجرا هستند، این کتاب گروهی از سالمندان را به تصویر میکشد که با هوش، تجربه و طنز خاص خود معماهای پیچیده را حل میکنند.
● ترکیب طنز و جنایت
سبک نوشتار ریچارد عثمان ترکیبی از معمای جنایی با طنزی زیرکانه است که باعث میشود خواننده نهتنها از رمزگشایی لذت ببرد، بلکه از دیالوگها و لحظات طنزآمیز نیز سرگرم شود.
● روایت چندلایه و غیرخطی
کتاب از چندین زاویه دید روایت میشود که به خواننده امکان میدهد ابعاد مختلف داستان را کشف کند. این سبک باعث ایجاد تعلیق بیشتر و ارتباط عمیقتر با شخصیتها میشود.
● پیچیدگی داستان و گرهگشایی هوشمندانه
داستان پر از سرنخهای پنهان و پیچشهای غیرمنتظره است که خواننده را تا آخرین صفحه درگیر نگه میدارد. حل معماها در این کتاب نیاز به دقت و هوش خواننده دارد.
● پرداختن به روابط انسانی و دوستیها
در کنار داستان جنایی، کتاب بر روابط عمیق میان شخصیتها، دوستی، عشق و چالشهای زندگی در سنین بالا تمرکز دارد و این جنبه به آن عمق احساسی بیشتری میبخشد.
● سبک نوشتاری روان و دیالوگهای جذاب
عثمان با زبانی ساده اما پر از کنایه و ظرافتهای کلامی، داستانی را روایت میکند که خواندن آن نهتنها آسان، بلکه بسیار لذتبخش است.
محتوای کتاب:
در این جلد، اعضای باشگاه قتل پنجشنبه با پروندهای حلنشده از ده سال پیش مواجه میشوند که آنها را به دنیای رسانه و قتلی بدون جسد میکشاند. همزمان، الیزابت با دشمنی جدید روبهرو میشود که او را در موقعیتی دشوار قرار میدهد: «بکش یا کشته شو». داستان با پیگیری سرنخها و مواجهه با چالشهای اخلاقی، بهطور مداوم تعلیق و هیجان را حفظ میکند.
بخشی از متن کتاب:
«ران میگوید: «من گریم لازم ندارم.» او روی صندلی صاف نشسته است، زیرا ابراهیم به او گفته بود در تلویزیون نباید قوز کنی.
پولین جِنکینزِ چهرهپرداز درحالیکه قلمموها و پالت را از داخل کیفش بیرون میآورد، پاسخ میدهد: «چرا لازم نداری؟» پولین در اتاق پازل آینهای روی میز قرار داده و دور آینه لامپ گذاشته است و وقتی جلو و عقب میرود، گوشوارههای سرخِ درخشانش برق میزنند.
ران احساس میکند آدرنالینش کمی بالا رفته است. واقعاً که عالی است. از تلویزیون هم سر درآوردیم. پس بقیه کجا هستند؟ او به آنها گفته است اگر خیال آمدن دارند، مسئلهای نیست میتوانند بیایند، اما اگر در تلویزیون نشانشان ندهند، او دلخور خواهد شد.
ران میگوید: «اونا من رو همونطور که هستم قبول دارن. من آدم مشهوریام. این چهره کلی داستان برای گفتن داره.»
پولین نگاهی به پالت رنگها و به صورت ران میاندازد و میگوید: «اگه اشکالی نداره باید بگم الان داستانش خیلی ترسناکه.» و برای او بوس میفرستد.
ران میگوید: «داستان همه که نباید خوشگل باشه.» دوستانش میدانند مصاحبه ساعت چهار شروع میشود. حتماً به زودی از راه خواهند رسید».
در مجموع «تیری که خطا رفت» با داستانی پرکشش، شخصیتهای بهیادماندنی و ترکیب هنرمندانهٔ معما و طنز، تجربهای لذتبخش برای خوانندگان فراهم میکند. ریچارد عثمان بار دیگر توانسته است اثری خلق کند که هم سرگرمکننده و هم تفکربرانگیز باشد.