ما در میخوانم محصول مورد نظر شما را پس از ثبت تقاضا تولید میکنیم. این بدان معنی است که در فروشگاه ما هیچ کتابی ناموجود نیست. ما بر اساس تقاضای مشتری، کتاب رابا بهترین کیفیت چاپ دیجیتال بهصورت اختصاصی چاپ کرده و با کمترین قیمت در اختیار علاقهمندان به کتابخوانی قرار میدهیم.
ما در میخوانم محصول مورد نظر شما را پس از ثبت تقاضا تولید میکنیم. این بدان معنی است که در فروشگاه ما هیچ کتابی ناموجود نیست. ما بر اساس تقاضای مشتری، کتاب رابا بهترین کیفیت چاپ دیجیتال بهصورت اختصاصی چاپ کرده و با کمترین قیمت در اختیار علاقهمندان به کتابخوانی قرار میدهیم.


کتاب "می خواستم دری به صبح بگشایم" نویسنده: فرجالله عباسیان (فرید رام) کتاب "می خواستم دری به صبح بگشایم" نوشته فرج الله عباسیان (فرید - رام) است که توسط انتشارات آفرینش مهر منتشر شده است. این مجموعه شامل اشعار نو با موضوعات مختلف از زندگی، مرگ، تاریخ و طبیعت است. اشعار این کتاب در قالبهای آزاد و نو سروده شدهاند و با زبان ساده و بیان دلنشین خود به خواننده فرصتی میدهند تا به عمق اندیشههای شاعرانه دست یابد. عناوین برخی از اشعار این مجموعه عبارتند از "مرگ سرخ"، "آشیانهٔ پرندگان" و "چگونه از زمین به آسمان ببارم". درباره نویسنده: فرجالله عباسیان (فرید - رام) شاعر معاصر ایرانی است که در عرصهٔ شعر نو فعالیت میکند. او با بهرهگیری از زبان ساده و روان، توانسته است اشعار خود را به گونهای ارائه دهد که همگام با تحولات اجتماعی و فرهنگی باشد. آثار او بهویژه در شعر آزاد و نو شناخته شده است. پیش از این، چندین مجموعه شعر از او منتشر شده است که در آنها به مسائل اجتماعی و انسانی پرداخته و مخاطبان بسیاری را جذب کرده است. اشعار او با تأملات فلسفی و احساسی همراه است. ویژگیهای کتاب: محتوای کتاب: کتاب "می خواستم دری به صبح بگشایم" مجموعهای از اشعار آزاد است که به جنبههای مختلف زندگی انسان میپردازد. در این کتاب، شاعر مفاهیمی چون مرگ، تاریخ، طبیعت و جستجوی معنای زندگی را با نگاه عمیق و فلسفی بررسی میکند. اشعار این کتاب نه تنها از نظر فرم و محتوا نوآورانه هستند بلکه در عین حال با زبان ساده و گیرای خود، خوانندگان را به تفکر و اندیشههای جدید سوق میدهند. بخشی از متن کتاب: صدایت میبارد صدایِ تو است که میبارد به تراوت بارانی آرام و مطبوع که به باغ، در دشت و کوه گلها، میرویاند در وز وزههای باد * صدای تو گاه رگباری ست که در یورش بی رحمانهٔ باد می ایستد امّا نرگسی میرویاند در باغچهٔ، همسایه * تو میگویی زمین از مرگ بر میخیزد گلسنگ از سنگ ریشه از زمین درخت از ریشه شکوفه از شاخه میوه از گل تر از خشک؛ میجوشد این صدا، صدایِ تو است که میبارد به ظرافت و لطافت بارانهای دیمه۳۷ " ریز" نازُک، آرام، و مداوم که سر بر می آورند از آب زنبق و نیلوفر و سر میکشند از پر چین شاخههای پُر شکوفهٔ سیب و انار و آلبالو وگیلاس چه، صدای تو بی مضایقه زندگی آفرین است".
"می خواستم دری به صبح بگشایم" کتابی است با اشعار نو و آزاد که به مفاهیم عمیق انسانی و اجتماعی پرداخته و زبان ساده و تاثیرگذاری دارد.
کتاب "می خواستم دری به صبح بگشایم" نویسنده: فرجالله عباسیان (فرید رام) کتاب "می خواستم دری به صبح بگشایم" نوشته فرج الله عباسیان (فرید - رام) است که توسط انتشارات آفرینش مهر منتشر شده است. این مجموعه شامل اشعار نو با موضوعات مختلف از زندگی، مرگ، تاریخ و طبیعت است. اشعار این کتاب در قالبهای آزاد و نو سروده شدهاند و با زبان ساده و بیان دلنشین خود به خواننده فرصتی میدهند تا به عمق اندیشههای شاعرانه دست یابد. عناوین برخی از اشعار این مجموعه عبارتند از "مرگ سرخ"، "آشیانهٔ پرندگان" و "چگونه از زمین به آسمان ببارم". درباره نویسنده: فرجالله عباسیان (فرید - رام) شاعر معاصر ایرانی است که در عرصهٔ شعر نو فعالیت میکند. او با بهرهگیری از زبان ساده و روان، توانسته است اشعار خود را به گونهای ارائه دهد که همگام با تحولات اجتماعی و فرهنگی باشد. آثار او بهویژه در شعر آزاد و نو شناخته شده است. پیش از این، چندین مجموعه شعر از او منتشر شده است که در آنها به مسائل اجتماعی و انسانی پرداخته و مخاطبان بسیاری را جذب کرده است. اشعار او با تأملات فلسفی و احساسی همراه است. ویژگیهای کتاب: محتوای کتاب: کتاب "می خواستم دری به صبح بگشایم" مجموعهای از اشعار آزاد است که به جنبههای مختلف زندگی انسان میپردازد. در این کتاب، شاعر مفاهیمی چون مرگ، تاریخ، طبیعت و جستجوی معنای زندگی را با نگاه عمیق و فلسفی بررسی میکند. اشعار این کتاب نه تنها از نظر فرم و محتوا نوآورانه هستند بلکه در عین حال با زبان ساده و گیرای خود، خوانندگان را به تفکر و اندیشههای جدید سوق میدهند. بخشی از متن کتاب: صدایت میبارد صدایِ تو است که میبارد به تراوت بارانی آرام و مطبوع که به باغ، در دشت و کوه گلها، میرویاند در وز وزههای باد * صدای تو گاه رگباری ست که در یورش بی رحمانهٔ باد می ایستد امّا نرگسی میرویاند در باغچهٔ، همسایه * تو میگویی زمین از مرگ بر میخیزد گلسنگ از سنگ ریشه از زمین درخت از ریشه شکوفه از شاخه میوه از گل تر از خشک؛ میجوشد این صدا، صدایِ تو است که میبارد به ظرافت و لطافت بارانهای دیمه۳۷ " ریز" نازُک، آرام، و مداوم که سر بر می آورند از آب زنبق و نیلوفر و سر میکشند از پر چین شاخههای پُر شکوفهٔ سیب و انار و آلبالو وگیلاس چه، صدای تو بی مضایقه زندگی آفرین است".
"می خواستم دری به صبح بگشایم" کتابی است با اشعار نو و آزاد که به مفاهیم عمیق انسانی و اجتماعی پرداخته و زبان ساده و تاثیرگذاری دارد.
کتاب "می خواستم دری به صبح بگشایم" نویسنده: فرجالله عباسیان (فرید رام) کتاب "می خواستم دری به صبح بگشایم" نوشته فرج الله عباسیان (فرید - رام) است که توسط انتشارات آفرینش مهر منتشر شده است. این مجموعه شامل اشعار نو با موضوعات مختلف از زندگی، مرگ، تاریخ و طبیعت است. اشعار این کتاب در قالبهای آزاد و نو سروده شدهاند و با زبان ساده و بیان دلنشین خود به خواننده فرصتی میدهند تا به عمق اندیشههای شاعرانه دست یابد. عناوین برخی از اشعار این مجموعه عبارتند از "مرگ سرخ"، "آشیانهٔ پرندگان" و "چگونه از زمین به آسمان ببارم". درباره نویسنده: فرجالله عباسیان (فرید - رام) شاعر معاصر ایرانی است که در عرصهٔ شعر نو فعالیت میکند. او با بهرهگیری از زبان ساده و روان، توانسته است اشعار خود را به گونهای ارائه دهد که همگام با تحولات اجتماعی و فرهنگی باشد. آثار او بهویژه در شعر آزاد و نو شناخته شده است. پیش از این، چندین مجموعه شعر از او منتشر شده است که در آنها به مسائل اجتماعی و انسانی پرداخته و مخاطبان بسیاری را جذب کرده است. اشعار او با تأملات فلسفی و احساسی همراه است. ویژگیهای کتاب: محتوای کتاب: کتاب "می خواستم دری به صبح بگشایم" مجموعهای از اشعار آزاد است که به جنبههای مختلف زندگی انسان میپردازد. در این کتاب، شاعر مفاهیمی چون مرگ، تاریخ، طبیعت و جستجوی معنای زندگی را با نگاه عمیق و فلسفی بررسی میکند. اشعار این کتاب نه تنها از نظر فرم و محتوا نوآورانه هستند بلکه در عین حال با زبان ساده و گیرای خود، خوانندگان را به تفکر و اندیشههای جدید سوق میدهند. بخشی از متن کتاب: صدایت میبارد صدایِ تو است که میبارد به تراوت بارانی آرام و مطبوع که به باغ، در دشت و کوه گلها، میرویاند در وز وزههای باد * صدای تو گاه رگباری ست که در یورش بی رحمانهٔ باد می ایستد امّا نرگسی میرویاند در باغچهٔ، همسایه * تو میگویی زمین از مرگ بر میخیزد گلسنگ از سنگ ریشه از زمین درخت از ریشه شکوفه از شاخه میوه از گل تر از خشک؛ میجوشد این صدا، صدایِ تو است که میبارد به ظرافت و لطافت بارانهای دیمه۳۷ " ریز" نازُک، آرام، و مداوم که سر بر می آورند از آب زنبق و نیلوفر و سر میکشند از پر چین شاخههای پُر شکوفهٔ سیب و انار و آلبالو وگیلاس چه، صدای تو بی مضایقه زندگی آفرین است".
"می خواستم دری به صبح بگشایم" کتابی است با اشعار نو و آزاد که به مفاهیم عمیق انسانی و اجتماعی پرداخته و زبان ساده و تاثیرگذاری دارد.
کتاب "می خواستم دری به صبح بگشایم" نویسنده: فرجالله عباسیان (فرید رام) کتاب "می خواستم دری به صبح بگشایم" نوشته فرج الله عباسیان (فرید - رام) است که توسط انتشارات آفرینش مهر منتشر شده است. این مجموعه شامل اشعار نو با موضوعات مختلف از زندگی، مرگ، تاریخ و طبیعت است. اشعار این کتاب در قالبهای آزاد و نو سروده شدهاند و با زبان ساده و بیان دلنشین خود به خواننده فرصتی میدهند تا به عمق اندیشههای شاعرانه دست یابد. عناوین برخی از اشعار این مجموعه عبارتند از "مرگ سرخ"، "آشیانهٔ پرندگان" و "چگونه از زمین به آسمان ببارم". درباره نویسنده: فرجالله عباسیان (فرید - رام) شاعر معاصر ایرانی است که در عرصهٔ شعر نو فعالیت میکند. او با بهرهگیری از زبان ساده و روان، توانسته است اشعار خود را به گونهای ارائه دهد که همگام با تحولات اجتماعی و فرهنگی باشد. آثار او بهویژه در شعر آزاد و نو شناخته شده است. پیش از این، چندین مجموعه شعر از او منتشر شده است که در آنها به مسائل اجتماعی و انسانی پرداخته و مخاطبان بسیاری را جذب کرده است. اشعار او با تأملات فلسفی و احساسی همراه است. ویژگیهای کتاب: محتوای کتاب: کتاب "می خواستم دری به صبح بگشایم" مجموعهای از اشعار آزاد است که به جنبههای مختلف زندگی انسان میپردازد. در این کتاب، شاعر مفاهیمی چون مرگ، تاریخ، طبیعت و جستجوی معنای زندگی را با نگاه عمیق و فلسفی بررسی میکند. اشعار این کتاب نه تنها از نظر فرم و محتوا نوآورانه هستند بلکه در عین حال با زبان ساده و گیرای خود، خوانندگان را به تفکر و اندیشههای جدید سوق میدهند. بخشی از متن کتاب: صدایت میبارد صدایِ تو است که میبارد به تراوت بارانی آرام و مطبوع که به باغ، در دشت و کوه گلها، میرویاند در وز وزههای باد * صدای تو گاه رگباری ست که در یورش بی رحمانهٔ باد می ایستد امّا نرگسی میرویاند در باغچهٔ، همسایه * تو میگویی زمین از مرگ بر میخیزد گلسنگ از سنگ ریشه از زمین درخت از ریشه شکوفه از شاخه میوه از گل تر از خشک؛ میجوشد این صدا، صدایِ تو است که میبارد به ظرافت و لطافت بارانهای دیمه۳۷ " ریز" نازُک، آرام، و مداوم که سر بر می آورند از آب زنبق و نیلوفر و سر میکشند از پر چین شاخههای پُر شکوفهٔ سیب و انار و آلبالو وگیلاس چه، صدای تو بی مضایقه زندگی آفرین است".
"می خواستم دری به صبح بگشایم" کتابی است با اشعار نو و آزاد که به مفاهیم عمیق انسانی و اجتماعی پرداخته و زبان ساده و تاثیرگذاری دارد.